Tuesday, May 23, 2006

شروعي بر پايان !!!!




((هیات نظارت بر مطبوعات روزنامه ارگان خبرگزاری جمهوری اسلامی را
موقتا توقیف کرد [ ساعت پيش ۱:۲۶ ]
حسن کامران، نماینده ناظر در هیات نظارت بر مطبوعات روز سه شنبه
گفت با رای سه نفر از پنج عضو این هیات روزنامه «ایران» ارگان خبرگزاری
جمهوری اسلامی توقیف موقت شد. وی گفت مدت زمان این توقیف
مشخص نیست و ربطی به اختلاف نظر مدیر مسئول روزنامه با مدیرعامل
خبرگزاری ایرنا و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ندارد و روزنامه ایران،
به علت چاپ کاریکاتور توهین آمیز به آذری زبان ها توقیف شد. روزنامه
ایران یک روز بعد از تظاهرات در تبریز به چاپ این کاریکاتور توقیف شد.
روزنامه ایران سه بار از معترضان معذرت خواست و مانا نیستانی
کاریکاتوریست این روزنامه به دادگاه کشیده شد اما این اقدامات
مانع از اعتراضات دانشجویان آذری زبان نشد که هفته گذشته از
دانشگاه تهران به دیگر دانشگاه ها و به شهرهای مناطق آذری نشین
ایران کشیده شد. عشرت شایق نماینده تبریز در مجلس اعلام کرد
نمایندگان طرح استیضاح حسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد
اسلامی را تهیه کرده اند. (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:59 mins ]))



دوستان گرامي انقلاب بهمن با مرگ مشکوک پسر يه آخوند شپشوي
دهاتي به نام خميني مادرجنده شروع شد
و مقاله اي که به روايتي ميگفتند داريوش همايون با توهين به آخوند شپشو
کرده !!!!!!!!چاپ شد .مگر نه ؟
من يکي از انقلابيون بودم که نام اين آخوند شپشو را حتي نشنيده بودم و برايم
خرداد و تيپاي شاه به او با ماجراي شکستن شيشه اتوبوس ها توسط شهر وندان
عجين بود .

ميخواهم بگويم که اين ماجراهاي آذربايجان و اين مثلني توهين ميتواند همان
جرقه اي باشد که ايران را سراسر و زنجيره وار به هم پيوست فراموش نکنيد

اگر ادامه يابد تمامي ايران با اعتصاب و اعتراض برخواهند خواست تقريبا همزمان
و اين يعني يک انقلاب ديگر

بايد از شکم اين جنبش - انقلاب - رفراندوم - در رفتن هيات حاکمه و يا حتي
شرايط جنگي زبانم لال!!! يک حکومت دموکراتيک پارلماني سکولار بيرون
بيايد تا بتوانيم بگوئيم که مردم ايران اولين دموکراسي واقعي خاور ميانه را
به وجود آوردند .
کم اعتباري نيست در جهان

به تک تک ما ايرانيان وابسته است که نشان دهيم بابا درسته که تو سرمون
ميزنن هميشه !!!!!! ولي وقتي حوصله مون سر ميره ها ديگه دين و ايمون
و خدا مدا نميشناسيم
ميزنيم خود خدا رو هم لت و پار ميکنيم و فوقش بعدش ازش معذرت ميخواهيم
و براش يه سري شمع تو سقا خونه ها روشن ميکنيم مگه نه ؟ نانا

Monday, May 22, 2006

غريب گز !!!!



((1 خرداد » ناصر زرافشان به اوين بازگشت، ايلنا))


سالها پيش غروبي که هوا کاملا تاريک شده بود پس از طي سفري
در جاده هاي کوهستاني با چند ماشين به دهکده ابيانه رسيديم

اين دهکده که هم خانه ها و هم لباس محلي مردمش هنوز معماري
و لباس دوره ساسانيان است يعني مردها از همان کلاه ها که در
نقش هاي پاسارگاد است بر سر ميگذارند و قدمت خانه بسيار و
سبک همان دوره است و زمان فعاليت هاي فرهنگي فرح در مقام
ملکه يک پارچه به ثبت وزارت فرهنگ ايران رسيده بود و تمامي
خانه ها را از مالکان خريده و کسي حق هيچ تغييري را تا روزي که
در آنها زندگي ميکرد نداشت و تنها در آن ميتوانست زندگي کند
( براي احياي بناهاي تاريخي )

هنگامي که وارد ده شديم و من براي خستگي در کردن کناري زدم
و پياده شدم که کش و قوسي به خود بدهم در خيابان خاکي کمي
پائين تر از سطح جائي که ايستاده بودم متوجه يک دختر و پسر
شدم که درست به شوليده پوليده اي دهاتي ها و موهاي وزوزي
و خلاصه کلام چون تاريک هم بود قيافه آنان را نميديدم ولي با
صداي بلند با يکديگر فرانسه حرف ميزنند به قدري حيرت کردم که
از آن بالا با صداي بلند چيزي به فرانسه به آنان گفتم مثلا گفتم
شماها اينجا چيکار ميکنيد ؟
زيرا فرانسوي هائي بودند که فرانسه حرف ميزدند نه هر کسي
هر دو با خنده ازمسيري که ميرفتند بازگشته و با هيجان يافتن
کسي که با زبان آنان سخن بگويد با عجله خود را به ما رسانده و
کلي با هم دوست شديدم و در دو سه روزي که ما در ابيانه بوديم
متوجه شدم که هر دو دوسالي است که در ابيانه زندگي و به
کار مرمت قسمت هائي مشغولند و رشته هر دو معماري است و
معماري ايران گويا بخش تخصصي رشته شان بوده
و وزارت فرهنگ اينان را استخدام کرده براي کار روي ابيانه

خوب اين خبر راجع به زر افشان مرا به شدت به ياد اون دو جواني
انداخت که بر اثر دوسال زندگي در ابيانه خودشان هم با ابيانه اي ها
مو نميزدند از نظر ظاهر !!!!!

بيچاره اين زرافشان هم مانند اينان شده و احتمالا با اکراه و نفرت به
سر کار و زندگيش که بودن در يک سلول است باز ميگردد و احتمالا
حالا ديگر با زندانبانان خود شوخي انگشتي هم دارد
و احتمالا گاهي مرتضوي قصاب براي ميهماني به سلول او رفته و
با يکديگر يه چاي دارچيني هم صرف ميکنند و سهميه صابون حمام
هم بهش يواشکي بيشتر ميدهند و بگير و برو

يعني مثل اين جاکشا شده و هيچ مقاومتي که بگه آخه چرا منو تو
سوراخ ميکنن ديگه نداره
درست مثل اين دو تا جوون فرانسوي که به غريب گز هاي ابيانه ديگه
بي تفاوت شده بودند !!!!!!!!!!!!!!! نانا
شوخي با مردان خشن !!!!!!


راستش دوستان مدتي است از اين کنجکاو کارته باز وبلاگستان خبري
نيست که نيست ؟

فکر کنم در هاليوودي بالي وودي جائي مشغول بازي در يک فيلم سراسر
کارته اي با جکي چان است !!!!!!

و احتمالا شمر هم هر روز سر صحنه فيلم برداري ميرود با يک وانت بار که
در عقبش صدها يخچال کلمن است مملو از آبجوي خنک !!!!
و در همان عقب وانت بار دراز کشيده و در حالا بالا انداختن آبجوهاي تگري
به بازي خارق العاده !!!! کنجکاو مينگرد و هورائي برايش ميکشد و وقتي
که کاملا مست شد خواهر مادر اسلام را با دست و دل بازي بي نظير چپ
و راست ميکند !!!!!!

اميدوارم اين فيلم زودتر روانه بازارهاي تايلند و کره و سنگاپور شده و اين
دو دوست خشن تر از کاکتوس ما هم به ميان ما برگردند . نانا نترس
کي ميگه ؟







دوست گرامي صورتک خيالي
که ميخوانمش مطلبي
نوشته که بد نديدم با رجوع به آن نکته اي را برايتان بگويم .

او در پست کوتاهي نوشته :


((ضروت اجتناب ناپذیر امری است که انسان در طی زندگی خود
در می یابد که نه اجتناب ناپذیر و نه ضروری بوده است))



من بسيار جوان شروع به کار بردن دو کلمه (( کي گفته ؟)) در
برابر اغلب سئوالات هم براي خود و هم براي اطرافيانم کردم .

و اين برايم خصلت ثانويه شده است .

مثلني اگر فاميلي ميخواست ازدواج کنه من به دختر ميگفتم
چرا لباس خود را از حرير سبز پررنگ جنگلي ( فارست گرين )
انتخاب نميکني بسيار بسيار الگانت است .
بلافاصله ميگفت :
- مگه ميشه نانا ؟ لباس عروس بايد سفيد باشه
که من برقي ميگفتم :
- کي گفته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و بگير و برو تو مدرسه با بچه ها با معلم ها با ننه با بابا با همسايه
با دکتر با دوست و بگير و برو

يه بقالي الاغ داشتيم تو محله که وقتي سيگار بهمن کوپني بود
اولين باري که رفتم بهش گفتم :
- به من دو برابر به قيمت کوپني بده !!!!!
گفت چرا ؟
گفتم - واسه اينکه من بد جوري سيگاري هستم !!!!!!!
با يه خنده الاغانه گفت - نميشه
گفتم :
- کي ميگه ؟
مدتي فکر کرد و گفت باشه .......و هميشه به من دو برابر سيگار ميداد

سن و سالش هم بالا بود منم به قدري تلخ بودم که امثال اين مرد حتي
تصور لاس خشگه با من رو نميزدند چون جر واجر ميشدن آني به اوني
و
خريد هم ازش مثل تمامي مردم محله ميکردم ولي اين کي ميگه ؟من
يه کمي او را مجبور به فکر کرد که خوب اگه اين بد جوري سيگاريه خوب
نيازش هم به سيگار بيشتره ازاون پيرمرد ثبت احواله که اين وسطا هي
چائي هم ميره بالا !!!!!!!!!!

باور کنيد من با اين ((کي ميگه ها )) بقدري به مردم کمک فکري کرده ام
که نگو و نپرس
برايشان پرسپکتيوهاي جديد نشان داده ام
چه لزومي دارد که يک خانواده چهار نفره با دو اطاق خواب در يک آپارتمان
اساسا جائي را خالي رها کرده و نامش را اطاق پذيرائي نهند براي
ميهماناني که قرار است هر از گاهي سري به اينان بزنند !!!!!!!

و يک دختر و يک پسر نره خره را که خواهر و برادرند بدون پراويسي براي
هيچ يک در يک اطاق بچپانند اساسا کي گفته هر کسي بايد يک اطاق
خالي در خانه اش براي ميهمانان داشته باشد ؟

و يا مورد ديگري بود که براي دختر جواني که تمامي فاميل از تهران بودند
مرد بسيار قابلي به خواستگاري دخترشان از تبريز آمده بود و مادر اين
دختر که دخترش را ابلهي متکي به خود بار آورده و هنوز در بيست سالگي
اين دختر بدبخت فکر ميکرد براي اندازه پستان بند هم مادرش بايد نظر دهد
و يک عقب مانده حسابي بار آمده بود با حيرت ميگفت :
- مگه ميشه بدمش ببرن تبريز - مگه ميشه از من دور بشه اين بچه بدون
من زندگي نميتونه بکنه که ؟

که بلافاصله با خشم گفتم :
- کي ميگه ؟
و وارد بحثي شدم که او را جر واجر کرده در برابر ديگران بخصوص شوهرش
و ثابت کردم که براي اين دختر شانسي بهتر از اين نيست که با مردي هرچه
ممکن دور از اين مادر آکله رفته شايد بتواند براي دوران پيري از خودش يک
انسان بسازد و اين چنين نيمه انسان باقي نماند
و اکثريت مرا تائيد و مادر هم مدتها بعد به من حق داد

کي ميگه؟ دو کلمه حياتي براي بکار گرفتن ذهن خود است در برابر هر قانون
از پيش نوشته و هر سنت و رسمي اولين سئوال اين است کي گفته ؟

اگر جواب منطقي برايش نيافتي قلابي است بايد دگرگونش کرد و وارياسيون
به هر پديده اي داد به نفع انسان است . نانا

بخونيد بچه ها ......نانا
بغداد ئي آر !!!!



بسيار خوب دوستان همان گونه که قول داده بودم برايتان از فيلم
دکومانتري که دو کارگردان معمولي امريکائي با (اين بد )بودن با
قسمت پزشگي ارتش در بغداد تهيه کرده بودند را مينويسم

خدمتتان عرض کنم فيلمي بود بسيار کنترل شده و هنرمندانه
ساخته شده بود
فيلمي بود که سعي تمام کرده بود که مثلني يک طرفه نباشد
ولي در عين حال با تجربيات من از امريکا و امريکائي ها حقيقتا
صادقانه بود و در اين بخش حرف نداشت

يعني تبليغ يا تنقيد خود را کرده بود ولي صادقانه بود کاملا

من نظرات خود را راجع به آن مينويسم ولي هيچ دليلي ندارد که
درست باشد هر کسي ميتواند بعد از ديدن فيلم قضاوت کند .

اولا در قسمتي از بغداد بيمارستاني ساخته بودند که درست به
مجهزي و کاملي مثلني مرکز قلب هوستون بود !!!!!
( اين گونه بيمارستانها طوري ساخته ميشود که يک انسان از بدو
ورود دستش هيچ تماسي با هيچ جا ميتواند نداشته باشد يعني
تمامي درها اتوماتيک حتي فلاش توالت اتوماتيک زده ميشود
و قس عليهذا .....)

و در تمامي راهروها و پيچ هاي اين بيمارستان بزرگ بخشي تا
سقف کارتون هاي دارو و دستکش و وسائل جراحي مدرن چيده
شده بود همان نظم سرمايه داري که برايتان ميگفتم يعني
تينک ا ...هد......
در بخشي يک دکتر اصلي جراح که بازن نرس خود يکسال است که
آنجاست هنگامي که بيمارستان را ترک کرد و در خيابانهاي امن و
محافظت شده به سوي خانه اي عراقي رفت و درب را باز کردند
و به داخل رفتند
براي من اين صحنه متضاد بيمارستان با خانه محقرانه عراقي
که ديدم چون شوکي
برقي از کتاب کلش اف سيويليزيشن را تصوير کرد

حقيقتا مقايسه اين بيمارستان با آن خانه محقر سنتي چون معني
تمدن به فرق سر من خورد
بيخود نيست که ما عليرغم کهنگي و قدمت تاريخي خود اين همه
عقب مانده هستيم ولي اينان با کمتر از حتي يک هزاره حقيقتا
تمدن سازند مگر تمدن در زمان ساسانيان ما ساختن قصرهائي
تاريخي چون پاسارگاد نبوده ؟
خوب پاسارگادهاي امروزه را جايش به بيمارستان در بغداد داده که
غربي ها نرسيده آستين ها رابالا زده و ميسازند
مرد امريکائي کنار ديوار منتظر نمي ماند و خشتک خود را بخاراند
که سانحه به وقوع بپيوندد مرد امريکائي بلافاصله آستين ها را بالا
ميزند و به وسط ميدان پريده سعي در صاف و صوف کردن کارها
ميکند
اين را که پراگماتيزم نام نهاده اند مردان جوان ايراني بايد ياد بگيريند
براي ساخت ايران
به هر حال بيمارستان و دکترها و مريض ها بودند

آن تکه اي که من ازتبليغ ديدم که گفتم صورت دکتر لمس لمس بود
در حقيقت در تمامي گروه يک دکتر و يک دکتر چاپل مذهبي بودند
که بسيار افسرده بودند باقي دکترهائي- که سر عمل قطع پاي
سربازي جوکي براي هم تعريف ميکردند و انگاري نه انگاري که اين
پاي يک انسان از زانو است که چون فيله گوسفند بالا گرفته و خرت
خرت خرت ميبريدند !!!!!!!!!
جوکي که تعريف کرد اين بود :

يه سرباز به هوش مياد و دکتره بهش ميگه برات يه خبر خوب دارم و
يه خبر بد کدومشو اول بگم ؟
سربازه ميگه - خبر بده را اول بگو تا اقل کن آخرش خوشحال بشم

دکتره ميگه - هر دو پاتو از زانو قطع کرديم
رنگ سربازه ميپره و ميگه :
- خوب خبر خوبه ديگه بعد اين چي ميتونه باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دکتره ميگه :
- سرباز بغلي کفشهاتو ميخواد بخره !!!!!!!!!!!

به هر حال اينان سر و مرو و گنده در اين بيمارستان ميرفتند و ميامدند و
غروب هم که شد همگي به روي پشت بام اين بيمارستان يک طبقه
پت و پهن رفته دور ميزي نشسته سيگار برگ کشيدند در حالي که همگي
منتظر سر و صداي انفجاري بمبي از اون دورها که به قول خودشون نوار
قرمز بود شدند
و آني به اوني از بالاي درختهاي زيباي نخل پس از صداي دو سه انفجار
دودهاي عظيمي به هوا برخاست
و اينان کرکر و هر هر ميخنديدند
يکي از عجيب ترين چيزهائي که در مکالمه هاي اين گروه در ميگرفت ميل
به نوشيدن آبجو بود
يعني مثلني يک سرباز را به داخل امرجنسي آورده بودند که نيمي از
صورت رفته بود و خون و وضع فجيع دکتره با خنده گفت - يه آبجو بهت بدم
که پسرت زد زير خنده و گفت - آره
دکتره گفت :
- يو ويش !!!!

و شايد ده دوازده بار از زبان زن و مرد و سياه و سفيد اين که کاش الان
يه آبجو داشتيم بود و حتي يک بيمار وخيم را وقتي سوار هليکوپتر کردند
به او گفتند - برو آلمان جاي ماها هم آبجو بنوش !!!!!!

به هر حال کاملا صادقانه اين بيمارستان به دو بخش بزرگ جراحي اختصاص
يافته و يک بخش مال ارتشي هاي امريکا و يک بخش مال ارتشي هاي
عراق است
و اين اولويت امريکائي بودن را مطلقا پنهان نميکنند کما اينکه در شب قبل از
چهارم جولاي که جشن استقلال امريکا است فيلم بردار از عده اي از گروه
پرسيد - براي فردا چه آرزوئي داريد ؟
دکتر جواني گفت - چون زنم حامله است آرزو ميکردم در کنتاکي بودم .
ديگري گفت - آرزو ميکردم که هيچ زخمي يا کشته امريکائي نداشته باشيم
ديگر گفت - آرزو ميکردم ميتوانستيم اينجا آتش بازي راه بيندازيم

و باقي فيلم از روز چهارم جولاي اين بيمارستان تنها دو زخمي عراقي داشت
که به آنان رسيدگي کامل کردند ولي يکي درگذشت
و غروب کسي که ميگفت آرزوي روزي بدون مجروح و کشته دارد
با خنده در حالي که ماسک دکتري خود را به هوا مي انداخت گفت :
من به آرزوم رسيدم !!!!!!!

((زيرا يک مجروح و يک کشته عراقي که داخل آدم
احتمالا نيستند اونا دست دومن در برابر ما !!!!!!!!))

به هر حال از تمامي مکالمه هاي فيلم حرفهاي رئيس بخش جراحي بود که
عاقله مردي بود و يک بار گفت :
- لحظه اي حرکت چاپرها قطع نميشود يا مياورند يا ميبرند به آلمان و هنگامي
که بچه هاي گروه شب هنگام به حياط بيمارستان ميروند براي کمي تمرين
بدني و بازي بسکتبال در حقيقت کورت با نور هليکوبترها که بالاي سرشان يا
ميروند يا مي آيند روشن است
و سپس گفت - براي حفظ عاقل بودن خود مرتبا به خود مي قبولانم که همه
اين کارها بايد دليل و نتيجه و ميوه خوبي داشته باشه وگرنه که اين خشونت
و اين جنگ ديوانگي محض است !!!!!!

به هر حال با شناختي که من از امريکائي ها يافته ام که شايد سر سوزني
باشد فيلم نه تنها تحريک کننده نيست بلکه درست باب دندان اينان است
زيرا تصويري واقعي از خودشان است به عنوان مثال پسري که زخمي بود
و مشغول پانسمانش بودند گفت که سه هفته است آمده و خواست که به
مادرش زنگ بزند تلفني برايش آوردند و زنگ زد و به مادرش گفت :
- من مثلني توني حدس بزن کجا هستم ؟
مادرش که صدايش تقريبا پخش ميشد گفت - کجا
گفت - در بيمارستان
خوب من منتظر صداي جيغ و داد و هوار به سبک ده خودمان ايران بودم که
صداي متين مادر از پشت خط به آرامي شروع به سئوال کرد !!!!!!!!

و در نهايت فيلم هنگامي که سرنوشت هر يک را مينوشتند به اين پسر که
رسيده نوشت
سرباز فلاني که بعد از اين فيلم سه بار ديگر هم زخمي شده و اکنون هنوز
در عراق ميباشد با ميل خود !!!!!!!!!!!!

با خودم گفتم شايد اساسا متين حرف زدن مادرش دليل آرزوي مرگ کردن
است براي اين موجود !!!!
يعني همان ضجه و زاري و هياهوي ما براي يکديگر خودش ميل زندگي را
براي ديگري زياد ميکند مگه نه ؟ نانا

Sunday, May 21, 2006

>
> ALZHEIMER'S EYE TEST
>
>
> Count every " F" in the following text:
>
> FINISHED FILES ARE THE RE
> SULT OF YEARS OF SCIENTI
> FIC STUDY COMBINED WITH
> THE EXPERIENCE OF YEARS...
>
> (SEE BELOW)
>
>
>
>
> HOW MANY ?
>
>
>
> DID YOU GUESS 3?
>
>
>
>
>
>
>
> WRONG, THERE ARE 6 -- no joke.
> READ IT AGAIN !
> Really, go back and try to find the 6 F's
> before you scroll down.
> The reasoning is further down.
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
> The brain cannot process "OF".
>
>
>
> Incredible or what? Go back and look again!!
>
>
>
> Anyone who counts all 6 "F's" on the first go
> is a genius.
> Three is normal, four is quite rare.
>
> Send this to your friends.
> It will drive them crazy.! And keep them
> occupied
> For several minutes..!
>
>
> More Brain Stuff . . .
>
> From Cambridge University.
>
>
>
> O lny srmat poelpe can raed tihs.
>
>
>
> I cdnuolt blveiee taht I cluod aulaclty
>
> uesdnatnrd waht I was rdanieg. The
>
> phaonmneal pweor of the hmuan mnid,
>
> aoccdrnig to a rscheearch at Cmabrigde
> Uinervtisy, it deosn't mttaer in waht oredr
>
> the ltteers in a wrod are, the olny iprmoatnt
>
> tihng is taht the frist and lsat ltteer be in
>
> the rghit pclae. The rset can be a taotl mses
>
> and you can sitll raed it wouthit a porbelm.
>
> Tihs is bcuseae the huamn mnid deos not
>
> raed ervey lteter by istlef, but the wrod as
>
> a wlohe. Amzanig huh? yaeh and I awlyas
>
> tghuhot slpeling was ipmorantt!
>
>
>
> if you can raed tihs psas it on !!
>
>
> Psas Ti ON !
>
>
>
>
>
>

Saturday, May 20, 2006

توضيح !


دوستان امروز درگير اين مسخره بازي هاي فارغ التحصيلي
بودم ساعت هشت صبح از خانه رفتم و هشت شب
بازگشتم
الان هم خسته ام دارم ميرم بخوابم
فردا برايتان خواهم نوشت . نانا

Friday, May 19, 2006



Yesterday when I was young,
The taste of life was sweet as rain upon my tongue,
I teased at life as if it were a foolish game,
The way the evening breeze may tease a candle flame;
The thousand dreams I dreamed,
The splendid things I planned I always built, alas,
on weak and shifting sand;


ميخواي آنتوني کوئين باشي زوربا باش . نانا
قهقهه هاي ديوانه وار !!!!!!




بسيار خوب دوستان ميخوام تازه ترين اتفاق خنده داري را که برايم
پيش آمده که باعث خنده هاي ديوانه وار برام شد براتون تعريف کنم

دوستي در هوستون دارم که مدتهاست با هم ديداري نميکنيم تنها
گاهي در کافه اي
اين فرد که زني است هم سن خودم و در ايران نرسينگ خونده بود و
نرس بود قبل از انقلاب با دکتري ايراني در ايران ازدواج کرده بود و چون
خود شاهد روابط دکترهاي بيمارستان و نرس ها و پرستارها بود
متوجه شده بوده که شوهرش هم بعله !!! پس عطاي بابا را به لقايش
بخشيده و از او جدا شده بعد از انقلاب به امريکا امده و چون گويا مدرک
نرسينگ تگزاس بسيار معتبر است اينجا امتحان بورد را داده و اکنون
يکي از ناظمه فني هاي بخش جراحي است و ور دست چند جراح
معروف قلب در مرکز قلب هوستون

علت اين که يکديگر را کم و کنترل شده ميبينيم اين است که از سالها
قبل نوعي بيماري رواني خفيف به اين دوست دست داده که قرار و آرام
ندارد و مرتب در حال وول خوردن است يعني اگر در خانه او باشي و يا
به خانه تو آمده باشد بي برو برگرد هزار بار به آشپزخانه ميرود و بر
ميگردد به بهانه اينکه چاي چي شد ؟ و يا صداي شير آب مياد و خلاصه
کلام اين که کون زمين نشستن را نداره و با کارهايش اعصاب آدم را
به قدري کيشميشي ميکنه که ميخواهي کله اش را بکني از خشم

خوب راه اين بود که با تلفن با هم تماس داشته باشيم و از ديدن تا حد
امکان حذر کنيم
و اين برنامه جريان داشت تا اين که اين دوست من که هفته پيش گفتم
به اينجا آمد و نظر به شناختن اون يکي قرار شد شبي با هم به خانه
اوني که برحذرم ازش !!!!! برويم و اين ميهمان هم خبري از جائي نداشت

به هر حال بچه هاي من که شما باشيد يه غروبي شال و کلا کرديم و
رفتيم کلي ميوه و آجيل و شکلات و شيريني روي ميز چيده بود ولي
طبق معمول عينهون نبردبان دزدها هنگامي که ما نشسته بوديم او
ايستاده و کونش را اين ور و اون ور ميجنباند !!!!!
بعد از اين که دو هزار بار به بهانه چاي به آشپزخانه رفت و برگشت و
هي بشقاب جلوي ما را خالي کرد و هي تميز کرد و پر کرد و
اين دوست ميهمان هم با ناز و اداي زني که دوستان صميمي زنش را
سالها است نديده مشغول با قر واطوار تعريف کردن از ششي و پشي
و ژي ژي و خوخوش و سگ و گربه بود !!!!!!!

چاي جاضر شد و او در يک سيني دو چاي مشدي جلوي من
و دوست ميهمان گذارد
من چاي خود را در مهلتي که خنک شود و خودم تعيين کرده ام خوردم
ولي اين ميهمان چون مشغول حرافي بود نخورده بود
و اين دوست بيقرار من شايد هفده دفعه آمد و دولا شد و پرسيد برات
عوضش کنم سرد شده
و اين متکلم دستش را روي ليوان چاي گذارد و گفت - نه باشه ميخورمش

و براي من که در مبلي تکي فرو رفته و با خشم و غيظ به اعمال نا مشروع
اين دوست و وول خوردنهاش و تشويش و باقي حالتشها نگاه ميکردم
و بارهاي رجوع او را به ليوان چاي سرد شده ميشمردم !!!!!!
هنگامي که کار به بار بيستم رسيد و او روي ميهمان دولا شد
مانند آتش فشاني از روي مبل خود برخاستم و با فرياد و دست تکان دادن
با خشم روي به دوست ميهمان کردم و گفتم

-- بابا وردار اين چاي مادر جنده رو بخور خاک بر سر !!!!!!!!!!مگه نميبني اين
منو ميگاد تا تو اين چاي رو بخوري !!!!!!!
که از حالت من دوست ميهمان دستش حتي تو هوا خشک شده بود از بهت
و من و صاحب خانه هريک روي زمين ولو شده و به جان خودم شايد نيم ساعت
ميخنديدم
و هي صداي دوست ميهمان به گوشمان ميخورد که :
- چي شد بابا به منم بگيد يکيتون !!!!!!!!!!!!!!!! نانا

اين بابا مخلوق رو از دست نديد که به جون خودم
از اون نو ...نان ..سنس هاي قهاره !!!!!! نانا

تب خال زرافشان .......نانا
مور مور نانا!!!!!



با يادم ترا فراموش من آدمم تو خرگوش گرمي خدمتتان عرض
کنم که دارم بازيگوشانه !!! يعني يه دل ميگه برو يه دل ميگه نرو
ميروم سر اخبار و تحليل هاي کاملا علمي - تخمي براي شما
دوستان ذليل مرده خودم !!!!!!!

کي بود گفت نرو ؟؟؟؟؟؟
هيچکي ؟
خاک برسر همه تون نفهم ها .....واسه همين قبلا گفتم بهتون
ذليل مرده ها ديگه
پس چي خيال کرديد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟





((نزد سخنگوی سازمان حماس در مرز رفح بیش از 600 هزار یورو ارز
غیرمجاز پیدا شد ))



خوب بيا .....يه نمونه از متعلق به قبيله بودن اين مادر جندگان رژيم
اسلامي کوچولوهاي حمس !!!!!!!!
جاکشا به جاي بانک و کامپيوتر و .....هنوز تو بقچه بنديل پولهاشون
رو اين ور و ان ور ميکنند يعني يارو تو عمامه و عباش و زير خايه هاش
و تو درز کونش !!!! هم اسکناس ميچپونه و ميره اينور اونور

اين ارگانايز کرايم ها رو تو فيلمهاي هاليود ديده ايد که مثل چلوکبابي هاي
ايران يه بسته کلفت اسکناس تا شده تو جيب نزديک خايه هاشون !!!!!
دارن و به هر کسي ميرسن يه دو سه تائي با انگشت تف زده بيرون ميارن
و ميدن دستش !!!!!!!!
خوب اين حمس مادر جنده هم همونه ديگه !!!!!!!


((قوه قضائیه اعلام کرد عامل انتشار کاریکاتور توهین آمیز علیه آذری‌ها
محاکمه می‌شود ))



خوب مادر جنده ها ....مگه دو سه روز پيش نگفتم با خطه آذربايجان کارتون
نباشه اونا اگه عصباني بشن ها دونه دونه تون رو روي مبنر شبستان
به منبر بسته و با کنده هاي فراوان در جا به آتش خواهد کشاندتان به ولاي
ستار خان !!!!!!!!!!



((سازمان ملل از آمریکا می خواهد از شکنجه و بدرفتاری با مظنونان به
عملیات تروریستی در عراق و افغانستان جلوگیری کند ))


سازمان ملل گه ميخوره با کوفته عناني جون ...شکنجه و بد رفتاري با
مظنونان چيه عمو ؟
خواب بودي خير باشه ......نوکرت برم اين ادمينستريشن بوش ....ها
داره يواش يواش پروژه کليسايستان متحد امريکا را واسه خودش رديف
ميکنه
يعني دقيقا چشمهاي دولت تو مستراح خونه ات هم با بسته دستمال
کاغذي که بردي کونت رو پاک کني تو رو تحت نظر داره تو تازه اومدي ميگي
حق و حقوق !!!!!!!! دشمناش
مستي يا تنها گهي اي خورده اي ؟ عمو ..........نانا





((در پی ترور قاضی صادرکننده حکم منع حجاب در ادارات دولتی ترکیه، هزاران
نفر در آنکارا علیه اسلامگرایان دست به تظاهرات زدند ))



خوب اين واقعه در ترکيه بسيار اهميت دارد هنگامي که يک جامعه تلاش
براي سکولار بودن ميکند
مذهب به هر طريقي ميخواهد در اين تلاش اخلال وارد کند

زمان شاه حکومت سکولار بود و با چادر و بي چادر کنار هم کار ميکردند و هيچ
يک مزاحم ديگري نبود
و چون ارزش هاي زمان شاه از جنس ديگري بود هرگز زنان جوان با حجاب
کاملا بنا بر ميل خود به حجاب تن در نميدادند و تنها با فورس پدر و مادر مجبور
به استفاده از روسري بودند من خود چندين دوست اين چنيني داشتم

يعني از دين اسلام هيچ استفاده ابزاري و سياسي نميشد و همه زنان
جامعه ريلکس بودند مگر نه ؟

پس به نظر من ممنوعيت پوشش اسلامي در ترکيه باعث جلوگيري از نفوذ
اسلام نميشود
و سکولار ماندن ترکيه

بلکه آزادي و ريلکس بودن زمان شاه ما و برخوردي چنان باعث جلوگيري از
نفود اسلام فناتيک قبيله اي ميشود .










((برای مذاکره برسر قره باغ، وزرای امورخارجه ارمنستان و آذربایجان با وساطت
سازمان امنیت و همکاری اروپا، دیدار کردند ))




بابا باز اينا اومدن از قره باغ حرف زدن بريد پي کارتون قرمساق ها آخه
باغ که سياه نميشه تازه اگه هم شد که ديگه باغ نميشه !!!!!!!!!








((رئیس جمهوری اسلامی مخالفان برنامه هسته‌ای حکومت ایران را
"بیمار رواني" خواند))




حمقي جان کاملا باهات موافقم به جان خودم مگه يونگ نگفت :
- يه عاقل به من نشون بديد تا درمانش کنم !!!!!!

خوب جاکش قرمساق ما همه ديونه ايم قراره تو رو بديم دست نوه
نتيجه هاي يونگ يعني اخ دونگ .....يه عقلي تو بالا خونه و پائين
خونه ات بيارن که نه نه ات هم ديگه نشناستت به ولاي چيتا !!!!!!




((در غزه، پلیس فلسطینی وفادار به الفتح با عناصر مسلح حماس
درگیر شدند ))



بچه ها هيچ به امکان جنگ داخلي تو فلسطين فکر کرده ايد ؟
عجب خر تو خري شده خاورميانه !!!!!!



((اتحادیه اروپا دارائی‌های رئیس جمهوری و مقامات دیگر بلاروس
را مسدود کرد ))


باز دوباره اين ها چه بلاگيري راه انداختند که دارين تنبيه شون ميکنين ؟


((آخرین کروموزون در ساختار ژنتیکی انسان شناسایی شد ))



خوب به مناسبت برخورد تاريخي با يکي از اجداد ميمونمان اين دانشمندان
هم به سرعت کار نميدانم چي ژنتيکي را سر و سامان داده و اعلام
کردند :

اساسا رئيس جمهور ايران فاقد يه سري کورموزچي چي هاي اساسي و
حياتي بوده و هست و خواهد بود که بايد از پخش آب دهانش که همراه با
بيماري هاي انتري و ويروس هاي عجيب و غريب که براي کره خاک سمي
است
به همين دليل بايد او را با بمب ناپالمي چيزي براي آينده بشريت از بين
برد !!!!!!!!!!!



((عنان با رئیس جمهوری چین برسر مهار برنامه‌های اتمی ایران و کره‌شمالی
گفتگو می‌کند ))



خوب کوفته عنان جون کافيه به اين چيني ها بگي که بابا به اين دو کشور
گند و گه هسته اي نرفوش
همين خودش يه قدم به جلوست به جان مرتيکه خان پاکستاني !!!!!



((وزیر دفاع بریتانیا در سفری سرزده وارد عراق شد ))




آخه اينم خبره خير سرت ....سرزده چيه عمو ؟ مگه آدم تو خونه خودش
هم سرزده سر نزده ميره !!!!!
اين انگليسي ها و امريکائي ها وقتي از ديدن فيلم هاي بکش و بکش
رمبو و راکي و اين آشغالا خسته ميشن و هواي ديدن و بو کشيدن بمب
رو تو ري يا لي تي ...... ميکنن ها يه سري به عراق ميزنن حتي اگه
قرار نباشه که برن کجاي کاري ميگي سر زده
در واقع ميان يه مشت سر غير مستقيم اينجا و اونجاي عراق بزنن يعني
با شمشير بزنن و خلاص ( عينهون رمبو)











((وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با رئیس جمهوری سوریه در دمشق
دیدار کرد ))




خوب اين بدبخت بيچاره هاي مفلوک هم که ديگر جز يکديگر کسي را ندارند
اين ميرود مزار معصومه اون مياد مزار رضا اين ميرود مزار معصومه اون
ميايد مزار رضا اين ........






((بمب کنار جاده در بغداد مرگ چهار سرباز آمریکائی را سبب شد ))



واه واه که چه خبره از کشته و زخمي سربازاي امريکائي يه شبکه پولي
به نام اچ بي او يک فيلم دکومانتري از يک بيمارستان سوپر مجهز عراق
براي زخمي هاي جنگ تهيه کرده که ان و گه پنتاگون را با هم قاطي
کرده نام فيلم که قرار است روز يک شنبه براي اولين بار براي کل پابليک
پخش شود
اي آر بغداد است

در قسمتهائي دکتراني که يک سال است بي مرخصي و بطور مداوم
مشغول قطع و درمان بخش هائي از بدن سربازان است را نشان ميداد
که در چشمان اين دکتران ديگر حتي جرقه اي از چيزي به نام احساس
وجود نداشت
چهره هائي کاملا خالي از هر احساسي و لمس لمس

فيلم به قدري تاثير گذار به معني ضد جنگ است که پس از کلي بازي
رقصاني براي دو نفر کارگردانش که با اجازه خود ارتش در اين بيمارستان
به قول معروف (اين بد )بودند .

بالاخره پنتاگون دو سه روز پيش يک اطلاعيه داد که به ارتشي ها گفت
اين فيلم را نبينيد زيرا برايتان فلاش بک که يه ترم رواني مختص جنگ
است مياورد !!!!!!!!
به هر حال روز دوشنبه پس از ديدن فيلم برايتان راجع به آن حتما حتما
خواهم نوشت .








(( سندیکای کارگران شرکت واحد برای آزادی رئیس سندیکا و بازگشت به کار
اعتصابیون از فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل کمک طلبید ))




عاليه ...عاليه همه بايد از هر نهادي خارج از ايران براي حق و حقوقمان کمک
بطلبيم
به اين شکل خود را در گروه مقابل اين جانيان و همراه با مردم ايران نشان
ميدهيم
و از کونمان هم نميتوانند بخورند



((شرکت اکبر گنجی در مراسم دریافت جایزه قلم طلایی جهان بدلیل نداشتن
گذرنامه قطعی نشده است: سایت های خبری ایران ))



خوب خاک برسر ....تو خيال کردي گنجي هم هاجر ده خودمان شيرين الاغي
است که تو هر پستون بندش يه پاسپورت براش بچپونن که يه وقت خداي
من ناکرده نره گم بشه ؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب معلومه که به گنجي پاسپورت نميدن
خوب اومدنش بيرون همان و واسه خودش يه رهبر انقلابي شدن همان

خوب بهتره که تو ايرون نيگرش داريم تا تکليف خودمون رو با اين امريکاي
قهار که اومده يکي يکي ما رو تو کون اون يکي چون دومينو !!!!!! کنه
روشن کنيم !!!!!!!






((مخالفت وزیر امورخارجه آمریکا با پیشنهاد مذاکره مستقیم با جمهوری
اسلامی در باره برنامه اتمی ))




به جان خودم همه چي رو بگذاريد کنار و اين بازي و کرکري خوندن اين دو
نفر رو فقط و فقط نظاره کنيد

همتون کي سينجر رو ميشناسيد مخ پري داره واسه عقايد خودش يکي
از معروف ترين طرفداران اسرائيل است ولي حتي اين وقتي گفته که
مذاکره با ايران تنها راه درست است
کاندي راس در پاسخ گفته :
شما خيلي باسواديد و ما به شما احترام ميگذاريدم ( تودلش ولي گفته
مادر فاکر شات د فاک آپ ) ولي اين موضوع مذاکره کردن ما با ايران
به اين مادرجندگان يه مشروعيتي ميده که ما بيست و هفت ساله بهشون
نداديم
و تمامي اين مدت هم براش نقشه کشيديم که نيمچه دولي که تو کون
سفارت ما کردند با يه آلت رجوليتي به اندازه امپاير استيت بيلدينگ تو
کونشون فرو کنيم
و حالا که درست موقعشه شما ميگي ؟ صلاح نيست !!!!! برو عمو
کيسجي جون دندون مصنوعيات رو در آر بذار بالاي سرت تو ليوان و يه
چرتي بزن تا ما بريم برگرديم ......قربانت کاندي رايس هميشه قبراق!!!







((جمهوری اسلامی عوامل کشتار در جاده های شرق کشور را با قوای
بیگانه مرتبط قلمداد کرد ))



واي بر ملتي که سرنوشت مرگ و زندگيش را بيگانه هائي در قدرت و
از هيات حاکمه و يا خرده پاهائي چون جند و جندالله رقم بزنند !!!!!!!






((وزیرامورخارجه آلمان گفت در صورت ادامه غنی‌سازی اورانیوم، آلمان با
تحریم اقتصادی حکومت ایران موافقت خواهد کرد ))



والله اينو که خيلي وقته ميگين بايد ديد سر موقع مناسب که رسيد چيکار
ميکنين ؟








((دلایل رای نیاوردن جمهوری اسلامی برای عضویت در شورای جدید حقوق
بشر سازمان ملل، از دید یک فعال حقوق بشر ))



واه واه واه که ديگه اين از اون حرفاست ها .....مادرجنده هائي که حتي به
سوراخ کون گوسفندان رحمي ندارند و تجارب خود را با افتخار در اختيار
طلبه هاي خود ميگذارند را چي کار به کار حقوق بشررررررررررررر آخه ؟

يادتون باشه سوراخ کون گوسفند را ميگم ها همون که تو رساله خميني اگه
بهش جسارتي کني بايد به خميني ها پول بدي ها .....سادات رو ميگم ها
همونائي که به مدد گدائي از مومنان !!!!تاجر !!!!!! از همه بهتر زندگي
ميکردند و تو عمرشون معني عرق جبين و کد يمين نميدونستند چيه ها ؟؟؟؟
همونا رو ميگم ....حاليتتتتتتتتتتتتتته ؟







((هراس از برنامه اتمی، همسایگان ایران را به خرید میلیاردها دلار تجهیزات
دفاعی از آمریکا واداشته است ))



ميدونيد .....خر خودتون هستيد هراس از برنامه اتمي ايران نيست الان
ديگه
هراس از بمبي است که احتمالا ايران داره و ديگه همه فهميدن
همه قارت و قورت حمقي نژاد هم از اينجا ناشي ميشه ميگه اگر بخواهيد
ما رو ملا عمر کنيد ما هم براتون يه ناکازاکي و هيروشيما ميذاريم وسط
و خودمون هم باي ....باي




((دو شهروند آلمانی در دادگاه به جرم صدور تکنولوژی غیرمجاز به ایران اعتراف
کردند ))


بابا ولشون کني خيلي هاشون ميگن (( هايل حمقي ))
هم الاغه و هم پول
داره و هم يک کشور درندشت که ميشه رفت توش قايم شد حتي اگه از
خود نازي ها باشي .







((هیات منصفه دادگاه فدرال آمریکا در نیویورک یک بازرگان سنگاپوری را به اتهام
صدور یدکی هواپیما و هلیکوپتر به ایران مجرم شناخت ))



حالا ديگه هي از اين ور و اون ور گري گوري هاي اونور ايران رو ميگيريند به جرم
فرستادن يه چيزي به ايران







((رئیس جمهوری اسلامی اعلام کرد موسسات اقتصادی واگذار‌شده، مجددا
دولتی خواهند شد: سرنوشت روند خصوصی‌سازی))



خوب مادر قحبه الاغ وقتي ميگم قاتل دکتر سامي ها رو چه به سياست
جاکش قرمساق
تو الاغ تا حالا يه چيزي به اسم (( پروفيت )) انگاري نه انگار که به گوشت
خورده
برو جاکش معني اين کلمه رو همچين با تمامي مستراح بالاي سرت سعي
کن بفهمي و بعد برنامه اقتصادي واسه يه مشت زنداني ايراني بده قرمساق






((شیمون پرز دسترسی حکومت ایران به سلاح هسته‌ای را برای اسرائیل به خطر کوره‌های آدمسوزی آلمان نازی تشبیه کرد ))




خوب معلومه آقا شيمون ...تصور ميکردي که چي ؟ از زمان مشگلت با فلسطين
هي گردن کلفتي کردي به پشتيباني امريکا و هي تو اين گري گوري هاي فناتيک
مسلمون کينه فرستادي
اين بچه ايراني ها هم که تو هميشه باهاشون رابطه مسالمت آميز داشتي هم
چه چپ و چه راست کلي با اين گردن کلفتي ها طرفدار فلسطين کردي !!!!

خوب حالا اين جنگ طولاني شما دو کشور خود خود خاورميانه را به دو گروه تقسيم
کرده و آتش به پا شده
خوب هنر نکرده اي که از خطر حرف ميزني
طرف مقابل تمامي گري گوري هاي ابله جاني اسلامي است
طرف شما تمامي کشورهاي مثل آدم ابله قدرت طلب و ترسيده از قدرت برتري
خودش !!!!!!!

خوب هرکي اون يکي رو مغلوب کنه ميشه امپراطوري مطلق










((واکنش محمد ملکی به نامه آقای احمدی نژاد به رئیس جمهوری آمریکا:
«خودتان دستتان به خون آلوده است» ))



دکتر ملکي حقا که خرفتي عمو

خون چيه دستش به خون و گه رهبر آنچنان آلوده است که نگو و نپرس

اين جاکش يا آدم کشته يا کون رهبر را ليسيده و ماليده و سابيده !!!!!!








((پارلمان نپال به محدود کردن اختیارات پادشاه رای داد ))




خوب کردين بابا اصلا شاه چيه ؟ قرمساق رو بکشيد تو پارلمان و عين
سناتورهاي روم يکي يه جوالدوز سمي بکنين تو کت و کمرش و
يه دهن نمايشنامه شکسپير و همه با هم اجرا کنين ببينم بچه هاي
خوب صلح جو !!!!!!!






((کرزای پاکستان را به ایجاد ناآرامی در افغانستان متهم کرد ))




به جان مامانم اين پاکستان با هرکي دعوا داشته باشه مگه تمومش
ميکنه هي مثل کنيز کفگير خورده غرغر ميکنه و ابدا و اصلا معامله
يارو رو ول نميکنه
نمونه اش هند
نمونه مدرن ترش افغانستان

ول کن بابا پرويز مشرف که بهت ميگم پرويز بي شرف ها .......






((نامزد ریاست سازمان «سیا» به سئوالات اعضای کمیته اطلاعات سنای
آمریکا پاسخ گفت ))



گه خورد ..مرتيکه جاکش ..ازش بدم مياد قيافه اش عين اين ژنرال مريضهاي
نازي که هاليوود ترسيم ميکنه است جاکش




((آمریکا پیشنهاد کرد تولید اورانیوم غنی‌شده و پلوتونیوم در جهان ممنوع شود ))



بابا چه خبره عمو سام ...هنوز امپراطوري را راه نينداخته داري دستورات
امپراطور گونه ميدهي !!!!
عجله کار شيطان است کار تو شيطان بزرگ نيست !!!!!
عجله نکن استپ باي استپ !!!!!






((عنان از حکومت ایران خواست برای رفع سوء ظن از برنامه اتمی خود با
سازمان ملل همکاری کند ))



خوب وقتي ميگم که اين عنان يعني کوفته همينه ديگه
خوب مردک الاغ اين جانيان همچين شکري نميتوانند بخورند
بسيار ساده است دليلش

زيرا سوظن جهان پايه در واقعيت دارد
پس چگونه توقع داري که اينان واقعيت را در برابر جهان با فکت و فيگور
تائيد کنند هان ؟ چگونه ؟







((با توافق همه جناح‌ها، نام اعضای دولت جدید عراق به زودی اعلام می‌شود ))



واه که اين توافق همه جناح ها - عجب تن زيبائي داره هر جا بخونم هرکي
راجع بهش حرف بزنه ها من مور مورم ميشه از خوشي باور کنيد !!!!! نانا

Thursday, May 18, 2006




از فيلم از اينجا تا ابديت

اين هم يکي از بوسه هاي معروف سينما
بوسه اي که بوي جنگ و وحشت مرگ را
با خود دارد . نانا

دليلي ديگر ......نانا
ريزه درد !!!!


آدم نميدونه بعضي دردها رو به کي بگه ؟

دردهاي ريزه ريزه که آدمو ميخوره و هر وقت که آدم يادش مي افته
يه رعشه اي تنش رو ميگيره براتون يه نمونه ميگم

يکي از بچه هاي کانون نويسندگان که همگي تون هم ميشناسيدش
هست که همون سال اول انقلاب يه تابستوني با هفت هشت ماشين
و عده زيادي از دوستان به شمال رفته بوديم و هنگام بازگشت سر متل
قو را پاسداران بسته بودند و ماشين ها را چک ميکردند دقيقا خاطرم
هست که من در ماشين اين دوست در عقب بهمراه دونفر ديگر نشسته
بودم و دوستي هم کنار او
هنگامي که پاسداري به شدت ابله از نظر قيافه با تفنگي نزديک شيشه
او رفت و با بي ادبي دهاتي وار پرسيد :
- چي کاره هستي ؟
اين دوست ما با آهي گفت :
- يک کارمند دون پايه دولت !
پاسدار ابله که از روي شخم زدن زمين به همت آخوند ده صاحب تفنگي
شده بود رويش را به پاسداري که ماشين ديگري را سين جيم ميکرد کرد
و با هوار گفت :
- دون پايه کدوم اداره ست ...نقي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شبي زمان جنگ که شهر را چون کودتاي نظامي قرق ميکردند ديروقت
ساعت دوي نيمه شب هنگامي که به ورودي بزرگراه شاهنشاهي از
روزولت شدم متوجه بستن جاده توسط همين مادرجندگان پاسدار شدم
ايست داد و ايستادم
يک نکبت عقب مانده با قيافه اي چون لاندو بوزانکا !!!!! به کنار پنجره ام
آمده و با بي ادبي گفت :
- اين وقت شب تو خيابون چيکار ميکني زنيکه ؟
درپاسخ با اخم گفتم

- مگر نشنيده اي که هيچ کجاي جهان اين پائيدني که شما ها روز و شب
از مردم ايران ميکنيد از مردمش نميکند !!!! چه فرقي روز و شب دارد ؟
شما هميشه همه جا ولو هستيد !!!!!!

به جان مادرم لبخندي زشت و ابلهانه به دهان گل و گشادش آمد و کنار
رفت و به من گفت :
- برو

خوب اين که قلب من از درد سنگين ميشود اين سالها نه براي ولو شدن
اين مجريان ظلم و جور در تمامي خيابانها بود بلکه از آن سنگينتر درد
اين بود که اين جاکش تصور کرد من به او کمپيلماني ميگويم !!!!!!!!!

خيلي تفاوته بين اين که تو جاني باشي ٬ تا جاني ابله باشي به جان
خودم بچه ها !!!!!!!!!!!! نانا
زهرخندهاي صبحگاهي !!!!



واي بچه ها اول صبحي رفته بودم وبلاگ خوني اين خبر رو
تو خبرهاي حسن آقا ديدم و کلي خنديدم :


(( قرائتى: جمهورى اسلامى ايران نيازمند ۲۰۰ هزار مسجد است!! ))



يعني ميخوام اينطور بهتون بگم که به مرگ رهبر اينا خيال دارن که يواش يواش
همه شهر و خونه هاش رو تبديل به مسجد کنند!!!!!!

يعني يواش يواش يه محله را ميخرند و خونه ها را خراب ميکنند و به جاي
خونه ها مسجدهاي کوچولو کوچولو کنار هم درست ميکنند !!!!!!!!! بعد
به مردم ميفروشند و به اين ترتيب تمامي معماري ايران را تغيير شکل
داده و آرشيتکتورهاي جهان را انگشت به کون حيران به جا ميگذارند.

يعني به جاي ايران ميشود مسجدستان اسلامي ايران !!!!!!!

خوب چرا اين کار ميخواهند بکنند ؟

پاسخش بسيار ساده است اولا با زندگي در مسجد مردم ايران حتي براي
ثانيه اي فراموش نخواهند کرد که رژيم اسلامي است ابدا و اصلا !!!!!!!

دوما در مسجد هميشه باز است و مزدوران اين رژيم هر وقت که بخواهند
سرشان را پائين انداخته و با يک اوهوم ناقابل وارد خانه ببخشيد مسجد
هر کسي ميشوند
سوما در صورت لزوم عده بيشتري را داخل يک مسجد ميتوان تپاند و با
صاحب مسجد شريک کرد و قس عليهذا

حال تصور کنيد که چه خون و خونريزيها که در محلات تهران اتفاق نمي افتد
از جمله صداي اذان يک خانه کلفت تر از يک خانه ديگر است و هر دو اذان
گو با پيژاماهاي راه راه در جلوي مسجد يکي ٬با چاقو گلاويز شده اند !!!!

فکر بچه هاي محل را بکن که اگر با يک خانواده بد بشوند چه همه به
مسجد آنان رفته و ريده و نه تنها چاه را پر ميکنند بلکه آب هم مصرف
کرده و روي در و ديوار مستراج مسجد مربوطه چه فحش هاي بدي هم
که نمينويسند

از همه بدتر اين که هر کسي در محله ميتواند مشت هر فسق و فجور کني
را در محله بگيرد تنها کافيست که با يک اوهوم به خانه هر کي خواستي
بري و زن و يا شوهر او را در شبستان مسجد مشغول نذر و نياز با يک
مومن از مسجد ديگري ببيني !!!!!!

خلاصه که اين طرح مسجدستان کردن ايران بد جوري براي اين رژيم مفيد
است .
در واقع همان چادر نشيني مدرن است خوب زمان محمد هفنر که در
چادر ها قفل نداشت که !!!!!
زمان محمد هفنر رئيس قبيله هر زن زير دست رو که ميخواست ميتونست
وسط روز سر زده با قلچماقي بره تو چادرش و بعــــــله !!!!!!
زمان محمد هفنر هر کسي که براي خودش يه مستراح نداشت که مستراح
يعني ريدن تو يه سوراخ
اينم يه سوراخي بود که دور تر از چادرها کنده بودند و هرکي هرکي بود

خوب بازم بگيد اينا خيال ندارن ما رو برگردونننننننننننننننننننننننن به دوره
محمد هفنر اونم به معني دقيق کلمه نه سمبوليک !!!!!!!!!!!

بريد شرم کنيد اين مادرجندگان را بايد چون مار سرشان را کوبيد که به
همان دوره صدر اسلام برگردند والسلام . نانا

Wednesday, May 17, 2006



جونم براتون بگه اين آقا که اسم شريفش مولير
است و نمايشنامه نويس و شاعري فرانسوي
بوده يک جمله داره که براتون مينويسم
ميگه
On est aisement dupe par ce qu'on aime
که با نگليسي يعني
We are easily duped by those whom we love
که به فارسي يعني
ما به آساني توسط کساني که دوست داريم گول ميخوريم

راست ميگه مگه نه ؟ نانا

اين انگشت


به جون مامانم نوشته هاش برام به قدرت گريت کروزو ميمونه .
بيخود نبود که يک بار فريادش را به خوزه شبيه کردم مادر !!!!!!! نانا