Monday, May 22, 2006

غريب گز !!!!



((1 خرداد » ناصر زرافشان به اوين بازگشت، ايلنا))


سالها پيش غروبي که هوا کاملا تاريک شده بود پس از طي سفري
در جاده هاي کوهستاني با چند ماشين به دهکده ابيانه رسيديم

اين دهکده که هم خانه ها و هم لباس محلي مردمش هنوز معماري
و لباس دوره ساسانيان است يعني مردها از همان کلاه ها که در
نقش هاي پاسارگاد است بر سر ميگذارند و قدمت خانه بسيار و
سبک همان دوره است و زمان فعاليت هاي فرهنگي فرح در مقام
ملکه يک پارچه به ثبت وزارت فرهنگ ايران رسيده بود و تمامي
خانه ها را از مالکان خريده و کسي حق هيچ تغييري را تا روزي که
در آنها زندگي ميکرد نداشت و تنها در آن ميتوانست زندگي کند
( براي احياي بناهاي تاريخي )

هنگامي که وارد ده شديم و من براي خستگي در کردن کناري زدم
و پياده شدم که کش و قوسي به خود بدهم در خيابان خاکي کمي
پائين تر از سطح جائي که ايستاده بودم متوجه يک دختر و پسر
شدم که درست به شوليده پوليده اي دهاتي ها و موهاي وزوزي
و خلاصه کلام چون تاريک هم بود قيافه آنان را نميديدم ولي با
صداي بلند با يکديگر فرانسه حرف ميزنند به قدري حيرت کردم که
از آن بالا با صداي بلند چيزي به فرانسه به آنان گفتم مثلا گفتم
شماها اينجا چيکار ميکنيد ؟
زيرا فرانسوي هائي بودند که فرانسه حرف ميزدند نه هر کسي
هر دو با خنده ازمسيري که ميرفتند بازگشته و با هيجان يافتن
کسي که با زبان آنان سخن بگويد با عجله خود را به ما رسانده و
کلي با هم دوست شديدم و در دو سه روزي که ما در ابيانه بوديم
متوجه شدم که هر دو دوسالي است که در ابيانه زندگي و به
کار مرمت قسمت هائي مشغولند و رشته هر دو معماري است و
معماري ايران گويا بخش تخصصي رشته شان بوده
و وزارت فرهنگ اينان را استخدام کرده براي کار روي ابيانه

خوب اين خبر راجع به زر افشان مرا به شدت به ياد اون دو جواني
انداخت که بر اثر دوسال زندگي در ابيانه خودشان هم با ابيانه اي ها
مو نميزدند از نظر ظاهر !!!!!

بيچاره اين زرافشان هم مانند اينان شده و احتمالا با اکراه و نفرت به
سر کار و زندگيش که بودن در يک سلول است باز ميگردد و احتمالا
حالا ديگر با زندانبانان خود شوخي انگشتي هم دارد
و احتمالا گاهي مرتضوي قصاب براي ميهماني به سلول او رفته و
با يکديگر يه چاي دارچيني هم صرف ميکنند و سهميه صابون حمام
هم بهش يواشکي بيشتر ميدهند و بگير و برو

يعني مثل اين جاکشا شده و هيچ مقاومتي که بگه آخه چرا منو تو
سوراخ ميکنن ديگه نداره
درست مثل اين دو تا جوون فرانسوي که به غريب گز هاي ابيانه ديگه
بي تفاوت شده بودند !!!!!!!!!!!!!!! نانا

No comments: