ياشاسين ...آذربايجانا !
دوستان اين نوشته خود را يادتان باشد که به مردم شجاع آذربايجان
که باري ديگر روي تاريخ ما را سپيد کرده و با ايثار و جان بازي
براي همگي ما برخاستند اهدا ميکنم
اين منت گذاشتن کوچک بر سر شما و گفتن يادتان باشد تنها
براي اين است (که تمامي نبوغ ذهن سينمائي خود را که اغلب براي
دوستانم مايه حسرت بوده و يکي از اديبان ايران زمان چاپ کتاب
سلمان رشدي به نام بچه هاي نيمه شب هنگامي که کتاب را خوانده
بود با جلدي از کتاب به عنوان هديه به خانه من آمد و گفت :
- نانا برايت شخص ديگري چون خودت يافتم اين کتاب از ذهن مرديست
که ذهني سينمائي مانند تو دارد
و يا به عبارتي ذهني مجسم کننده و مدام در حال تجسم )
فيلمي از فرانک سيناترا هست به نام زن سيماني که فيلمي کاراگاه
بازي است و ارزش سينمائي خاصي ابدا و اصلا ندارد
در شروع فيلم دوربين با موزيکي غواصي را نشان ميدهد که با لباس
غواصي به درون اقيانوس نزديک فکر کنم سانتا مونيکا ميپرد و
هنگامي که کف آب ميرسد با وحشت زني را که از دم ناف در مکعبي
سيمان کرده بوده و به زير آب فرستاده بودند چون مجسمه اي ايستاده
و در حالي که موهايش چون جلبک هائي به اطراف به آرامي ميرود و
ميايد ماهي هاي کوچک مشغول گردش در دهان بازش هستند و به درون
ميروند و بيرون ميايند و او چون مجسمه اي در کف اقيانوس ايستاده
است !!!!!
غواص با وحشت به سطح آب ميايد و خبر ميدهد و باقي فيلم کاراگاه
بازي فرانک سيناترا است براي يافتن چرائي اين ماجرا .....
رژيم جمهوري اسلامي ايران تمامي مردم ايران را به جز هواداران خودش .
يعني تمامي مردمي که با ابراز نفرت از آنان با هجوم به خاتمي راي دادند
با ديکتاتوري وفشار و زور سر نيزه
چونان زني در سيمان !!!با اين تفاوت که در مورد مردم ايران اين سيمان نيست
که از ناف به پائين را پوشانده بلکه گه خالص و گبره هاي آن است که اين
مکعب را ساخته
زيرا مردم ايران با وحشت کوري که از ديدن اينان که وعده قمه به جاي گل
برايشان داشت!!! و هنوزحتي از بهت خود خارج نشده بودند اجازه اين کار
را به آنان دادند !!!!!!
بالاخره زمان خاتمي
بوي گه به مشامشان خورد و مانند بچه ها که کيسه اي را به پا ميکشند
و به پر به پر ميکنند با همان مکعب گه خود را به خاتمي رساند و کمک
طلبيدند.
متاسفانه خاتمي مرد جسوري نبود من هرگز به او فحاشي نخواهم کرد
من هرگز او را خائن و بد تر از خامنه اي صدا نخواهم کرد
او مرد درستي بود ولي بسيار ترسو
او مرد حوزه و بحث ترقي دين و اين قبيل مسائل بود
او را کاري به قمه کشي و چاقو کشي و آدم ربائي نبود
و احتمالا از ربوده شدن فک و فاميل و چاقوئي و قمه اي شدنشان ميترسيد
و به همين دليل گنگ و دو پهلو شد و نفرين را به جان خريد که از اين گونه
بلايا سرش نيايد
خوب ما انسانها پتانسيل هاي يگانه اي نداريم
ما با هم فرق داريم و هريک مرگ را يک چيز ميداند و عيبي هم ندارد او به
مردم خيانت نکرد او همين بود که بود
و به همين دلائل بالا اين گه خشگ شد و شد و شد و گبره گبره تا رسيد
به جائي که حقيقتا سيماني از گه شد
مردم آذربايجان و دانشجويان دانشگاه هاي ايران خود را از سيمان گه خلاص
کرده و به اين جرم کشته ميشوند
اين افراد دوست نداشتند که مردم جهان آنان را يک مجسمه نيمي سيمان
گه و نيمي با دهان باز و چشماني که ماهي ها به آن فرو ميروند و ميايند
و اينان حتي چشمکي هم نميتوانند بزنند تبديل شده و باقي باشند
درود بر آنان
اگر به آنان کمک نکنيد و خود فرياد خود را سر ندهيد شما هم هيچ فرقي
با آن زن زير آن آب نداريد
يعني حتي شما مجسمه اي از مواد محترمي چون سيمان و گچ هم
نيستيد و مواد بکار برده در اين مکعب شما از گه خالص است
بي حرمتي به انسان تا کي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا کي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از هزاران مايل دورتر از ايران به مردم شجاع آذربايجان که مکعب گه تحميلي
اين رژيم جنايتکار را شکسته و خود را رها کرده اند تبريک ميگويم و به آنان
به عنوان بخشي از مردم ايران افتخار ميکنم و اگر چه ترک نيستم با لذت
مينويسم ياشاسين آذربايجانا............نانا
No comments:
Post a Comment