
مور دن ایناف !
با درود بر تمامی دوستان و هموطنانم
بحث شیرین لایروبی وبلاگستان از مادرجندگان فاحشه زن
و مرد که بین ما به ماموریت ریدن به وبلاگستان تاکنون سخت
مشغول بوده اند !!!!!!را ادامه میدهم
دبگر به قطع و یقین به من و خیلی ها از میان شما ثابت شده
که فردی به نام پاگنده - بابای عرفان - کیوان سی و پنج درجه
رختکن خاطرات - و بگیر و برو
که فقره ای بین ما میباشد که درست مانند شهریاری توده ای
ساواکی هزار چهره دارد
این فقره که تصور میکند هوشی خارق العاده دارد و فکر میکرد
که محال است کسی او را شناسائی کند
اکنون با ماسک هائی که من یکی بعد از دیگری از چهره کثیف
چون آلت رجولیتش پائین کشیدم هنوز با وقاحت و رسوائی که
کاریست خاص لجاره ها با پر روئی یک بچه کونی رژیم ایران به
حیات ننگینش در میان ما ادامه میدهد و به روی خود نمیاورد که
کلاه زیبای گهی ایوسن لوران را نانا زولا روی کله اش نهاده هر
کار بکند این کلاه اون بالا باقی خواهد ماند و باعث خنده و تمسخر
همه کسانی که نانا را میشناسند خواهد شد
از نظر من خر کردن خود ابدا اشکالی ندارد ....میهمان من هرچی
دوست داری خودت را خر کن
ولی اما در پیامگیرش امروز پیامی شخصی نهاده که او پاسخی به
آن داده است و من پاسخ او را برایتان چوب کلفت بیس بالی چرب
نکرده فرو کرده و گهش را هم خواهم زد :
((نگار [ Tue 27 Nov 2007 ~ 03:45 PM ]
منم با پريسا موافق هسم راس ميگه
مسابقات بهترین وبلاگهای دویچه وله هم مثل اینکه تمام شد. من تازه
امروز نتایج را دیدم. اول هم قصد نداشتم چیزی در موردش بنویسم.
فکر میکردم همه مثل ما (منظورم باند مافیایی وبلاگستان است) از
اتفاقات پشت پرده خبر دارند اما این وسط یک چیز برایم شگفتآور است!
اینکه چطور یک وبلاگ که نویسندهاش با نام مستعار وبلاگ مینویسد
لقب شجاعت و شهامت میگیرد! بگذریم. باز هم میان این همه وبلاگ
بیربط که کاندید شده بودند من هم به ۳۵ درجه رای داده بودم اما اینهمه
القاب افتخار آمیز به گمانم یک مقدار مسخره میآید. خب! همه که از
پشت پردهها خبر ندارند! دارند؟
http://blog.pargolak.info/
-------------------------------------
كيوان: من البته مدتيست كه جستجو مي كنم ببينم اين القاب "شهامت
و شجاعت" كجا به بنده اعطا شده كه لااقل يكيشان را قاب كنم و به در و
ديوار 35 درجه بزنم!
ضمنن به نظر شما مرتبط كردن دو موضوع "استفاده از نام مستعار" و
"شجاعت" كمي ساده لوحانه نيست؟ فكر مي كنيد بيشتر از 5 دقيقه
زحمت دارد كه "كسي" دستش به من برسد؟ شجاعت در قبال چه؟!
دوست من، اينجا وبلاگي پور-نو نويس نيست كه از زيرِ زمين هدايت
شود و شخصيت من هم هيچ جنبهي پنهاني براي اهل فن ندارد.
اين را قبلن در يك محفل رسمي و "در حضور عدهاي خبرنگار" هم گفتهام:
شايد مهمترين و تنها دليلي كه اسم "كامل" مرا اينجا نمي بينيد، جلوگيري
از مخدوش شدن رابطهي من با دوستان، اقوام و معاشران نزديكم است.
مطلب خيلي سادهتر از آنيست كه فكر را درگير كند.
يادم رفت بگويم، اين "مافياي وبلاگستان"... كه من عضوش شدهام، خيلي
چيز خطرناكيست، خيلي روابط پيچيدهاي دارد، از ما كه گذشت، بقيه را
مي گويم، شما را به خدا مراقب باشيد آلودهاش نشويد. ))
بسیار خوب تمامی گه پراکنی دهانیت را جمله به جمله برایت میشکافم
که گه داغ روی کله ات را تازه کنم زیرا اکنون کمی خشک شده است
تو مادرجنده بچه کونی یادت میاد در وبلاگ پاگنده چپ و راست مینوشتی
که وبلاگستان مستراح است ؟
اون روزها تو و خانمهایت همگی گه های سر سبد وبلاگستان بودید و
میان ما به بازی بعد از سکس چه آهنگی گوش میکنی !!!! برای جلب
توجه (( جوانان دختر و پسر )) مشغول ... سایت زوزه را برای
همین باز کردید
که نانا از همان لحظه اول میانتان پرید و رید به کاسه کوزه سایت زوزه
مگه نه ؟
تمامی سخن من از روز نخست این است که تو و گروه خانمها و خواجه های
حرمسرای دور و برت هستید که میائید وسط ما وبلاگ نویسان
ایرانی دردمند و متاثر میرینید و سپس در برابر چشمان حیرت زده ما این
مکان را مستراح مینامید !!!!!
درست و دقیق کاری که اصلاح طلبان با مردم ایران کردند یعنی از ساپورت
مردم استفاده کرده به قدرت رفتند نه تنها کاری برای این مردم نکردند
بلکه هی به مردم توسری زده گفتند شما عرضه ندارید !!!!!
استراتژی همون رژیم یعنی برین وسط کاسه مردم و بعد بگوی خانه ات
مستراح است !!!!!!
میگوئي تو پورنو نویس نیستی ...به تو ثابت میکنم که ای کاش پورنو نویس
بودی پورنو نویس بر تو هزاران بار شرف دارد زیرا رک و راست میگوید من
پورنو نویسم و از این راه نان میخورم والسلام
همین وبلاگ سی و پنج درجه ات را مثال میزنم
در آن تو یک دکتر روانشناس هستی
ابتدا بگویم که روانشناس با روانپزشک خیلی فرق دارد مثل فرق ختنه کن
بی سواد و دکتر جراح
شماها به دلیل درس خواندن در دانشگاه های اسلامی - کیری ایران همگی
همان تراپیست هستید که میکند به عبارت قدیمی سلمانی ها و دلاک ها
که پای درد دل مردم روانی مینشستند و بیچاره ها مجبور به (( گوش کردن ))
و سپس یه چندر غاز در برابر مزد کار خود گرفتن
خوب اینجا سر سگ بزنی تراپیست ریخته ولی واویلا که بخواهی از یک دکتر
واقعی روانپزشک وقت بگیری سرشون شلوغه
خوب با این شغل دلاک حمامی مدرن اسلامی -کیری ایران تو ناگهان خود را
در میان زنان یافتی
و بر مبنی سخنان کاملا خصوصی خلبان کور و مخلوق که در میان ما هستند
و امید میلانی برای تمسخر ایمیل مکالمات خصوصی آنان را چاپ کرد
دوستانت راجع به تو چنین گفتند - که تو هم مانند آریا (( کس می پرستی ))
خوب به من بگوی
مرد جوانی با گوش های دلاک حمامی در محاصره عده ای مردم روانی
که کس هم می پرستد در این شغل چکار میکند ؟
من برایت میگویم جای تو
ابتدا از بین مریضان دختران خوشگل و پولدار و بالای شهری را انتخاب میکند
و باقی را مرخص
با این زنان هم میخورد هم میخوابد هم میگایدشان و هم از آنان و خانواده
آنان پول میگیرد
عجب دیلی .................مگه نه ؟
در برابر سرویس های خود به این دختران هی از ایمانسیپاسیون و حقوق
زنان و آزادی جنسی زن و بگیر و برو قرقره میکند
خود را دموکراتی نشان میدهد که از رفتن و دادن زنی که عاشقش است
هیچ ناراحت نمیشود !!!!!!
این دموکرات منشی به این دلیل است که تو در دست و بالت دخترانی که
عاشقت هستند خیلی هست به ولای فاحشه های مرد
تو مادرجنده برای نفع شخصی داخل خشتکت هی به زنان رهائی جنسی
را تعلیم میدهی
و بعد چون خیال میکنی باقی ((خر ))هستند یک وبلاگ کیری روانشناسی
باز میکنی و در آن
هی ماجراهای شخصی خود را با زنان به شکل نیمه پورنو توضیح میدهی
و در پستوی دفتر وبلاگت هی اختر و شختر و شهپر و گلپر را میگائي
و بعد
بین ما سرت را بالا گرفته و میگوئي
من دکتر روانشناسم و قصدم خدمت به همه است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تو مادرجنده تمام و کمال شارلاتان .....گه خوردی که از مافیای وبلاگستان
با تمسخر یاد کردی
تو مادرجنده خودت یکی از سر دسته های این مافیا بوده ای و هستی
تو را کاملا افشا کردم زیرا چهار سال مدام است که کنار گوش نازنینم
وز وزهای گهی میکنی و مزاحمم هستی
تمامی مزاحمت های ترا در همین وبلاگم صادقانه برای همه توضیح
داده ام
تو هرگز هرگز هرگز نمیتوانی بر من پیروز شوی زیرا شارلاتانیزم و مادر
جندگی هرگز قدرت کافی برای پیروزی بر پاکی و صداقت را ندارد
به زمین خواهد خورد در برابرش همین گونه که به زمینت زدم
از شارلاتانیزم تو همین بس که من با خواندن دیدگاه های کاملا مترقی
تو در وبلاگ پاگنده با خودم گفتم عجب انسان پخته ایست !!!!!!!!
ولی نگوی تمامی این پختگی و مترقی بودن از کمبودهای تو ریشه
میگرفته نه از واقعیت افکارت
مانند همین جمله - وبلاگستان مستراح است -
یعنی تو ناخود آگاه به این خلائی که بین ما میساختی در وبلاگ پاگنده
اقرار میکردی
و واقعی هم بود
ملغمه تو و مهشید راستی و بهنود و حسین درخشان و امید میلانی و
هاله و مهناز ویران و سوفیای ترک ترک و بگیر و برو
خودش برای ایجاد مستراح مور دن ایناف بود مگه نه ؟.........کیل بیل فرمانده
با درود بر تمامی دوستان و هموطنانم
بحث شیرین لایروبی وبلاگستان از مادرجندگان فاحشه زن
و مرد که بین ما به ماموریت ریدن به وبلاگستان تاکنون سخت
مشغول بوده اند !!!!!!را ادامه میدهم
دبگر به قطع و یقین به من و خیلی ها از میان شما ثابت شده
که فردی به نام پاگنده - بابای عرفان - کیوان سی و پنج درجه
رختکن خاطرات - و بگیر و برو
که فقره ای بین ما میباشد که درست مانند شهریاری توده ای
ساواکی هزار چهره دارد
این فقره که تصور میکند هوشی خارق العاده دارد و فکر میکرد
که محال است کسی او را شناسائی کند
اکنون با ماسک هائی که من یکی بعد از دیگری از چهره کثیف
چون آلت رجولیتش پائین کشیدم هنوز با وقاحت و رسوائی که
کاریست خاص لجاره ها با پر روئی یک بچه کونی رژیم ایران به
حیات ننگینش در میان ما ادامه میدهد و به روی خود نمیاورد که
کلاه زیبای گهی ایوسن لوران را نانا زولا روی کله اش نهاده هر
کار بکند این کلاه اون بالا باقی خواهد ماند و باعث خنده و تمسخر
همه کسانی که نانا را میشناسند خواهد شد
از نظر من خر کردن خود ابدا اشکالی ندارد ....میهمان من هرچی
دوست داری خودت را خر کن
ولی اما در پیامگیرش امروز پیامی شخصی نهاده که او پاسخی به
آن داده است و من پاسخ او را برایتان چوب کلفت بیس بالی چرب
نکرده فرو کرده و گهش را هم خواهم زد :
((نگار [ Tue 27 Nov 2007 ~ 03:45 PM ]
منم با پريسا موافق هسم راس ميگه
مسابقات بهترین وبلاگهای دویچه وله هم مثل اینکه تمام شد. من تازه
امروز نتایج را دیدم. اول هم قصد نداشتم چیزی در موردش بنویسم.
فکر میکردم همه مثل ما (منظورم باند مافیایی وبلاگستان است) از
اتفاقات پشت پرده خبر دارند اما این وسط یک چیز برایم شگفتآور است!
اینکه چطور یک وبلاگ که نویسندهاش با نام مستعار وبلاگ مینویسد
لقب شجاعت و شهامت میگیرد! بگذریم. باز هم میان این همه وبلاگ
بیربط که کاندید شده بودند من هم به ۳۵ درجه رای داده بودم اما اینهمه
القاب افتخار آمیز به گمانم یک مقدار مسخره میآید. خب! همه که از
پشت پردهها خبر ندارند! دارند؟
http://blog.pargolak.info/
-------------------------------------
كيوان: من البته مدتيست كه جستجو مي كنم ببينم اين القاب "شهامت
و شجاعت" كجا به بنده اعطا شده كه لااقل يكيشان را قاب كنم و به در و
ديوار 35 درجه بزنم!
ضمنن به نظر شما مرتبط كردن دو موضوع "استفاده از نام مستعار" و
"شجاعت" كمي ساده لوحانه نيست؟ فكر مي كنيد بيشتر از 5 دقيقه
زحمت دارد كه "كسي" دستش به من برسد؟ شجاعت در قبال چه؟!
دوست من، اينجا وبلاگي پور-نو نويس نيست كه از زيرِ زمين هدايت
شود و شخصيت من هم هيچ جنبهي پنهاني براي اهل فن ندارد.
اين را قبلن در يك محفل رسمي و "در حضور عدهاي خبرنگار" هم گفتهام:
شايد مهمترين و تنها دليلي كه اسم "كامل" مرا اينجا نمي بينيد، جلوگيري
از مخدوش شدن رابطهي من با دوستان، اقوام و معاشران نزديكم است.
مطلب خيلي سادهتر از آنيست كه فكر را درگير كند.
يادم رفت بگويم، اين "مافياي وبلاگستان"... كه من عضوش شدهام، خيلي
چيز خطرناكيست، خيلي روابط پيچيدهاي دارد، از ما كه گذشت، بقيه را
مي گويم، شما را به خدا مراقب باشيد آلودهاش نشويد. ))
بسیار خوب تمامی گه پراکنی دهانیت را جمله به جمله برایت میشکافم
که گه داغ روی کله ات را تازه کنم زیرا اکنون کمی خشک شده است
تو مادرجنده بچه کونی یادت میاد در وبلاگ پاگنده چپ و راست مینوشتی
که وبلاگستان مستراح است ؟
اون روزها تو و خانمهایت همگی گه های سر سبد وبلاگستان بودید و
میان ما به بازی بعد از سکس چه آهنگی گوش میکنی !!!! برای جلب
توجه (( جوانان دختر و پسر )) مشغول ... سایت زوزه را برای
همین باز کردید
که نانا از همان لحظه اول میانتان پرید و رید به کاسه کوزه سایت زوزه
مگه نه ؟
تمامی سخن من از روز نخست این است که تو و گروه خانمها و خواجه های
حرمسرای دور و برت هستید که میائید وسط ما وبلاگ نویسان
ایرانی دردمند و متاثر میرینید و سپس در برابر چشمان حیرت زده ما این
مکان را مستراح مینامید !!!!!
درست و دقیق کاری که اصلاح طلبان با مردم ایران کردند یعنی از ساپورت
مردم استفاده کرده به قدرت رفتند نه تنها کاری برای این مردم نکردند
بلکه هی به مردم توسری زده گفتند شما عرضه ندارید !!!!!
استراتژی همون رژیم یعنی برین وسط کاسه مردم و بعد بگوی خانه ات
مستراح است !!!!!!
میگوئي تو پورنو نویس نیستی ...به تو ثابت میکنم که ای کاش پورنو نویس
بودی پورنو نویس بر تو هزاران بار شرف دارد زیرا رک و راست میگوید من
پورنو نویسم و از این راه نان میخورم والسلام
همین وبلاگ سی و پنج درجه ات را مثال میزنم
در آن تو یک دکتر روانشناس هستی
ابتدا بگویم که روانشناس با روانپزشک خیلی فرق دارد مثل فرق ختنه کن
بی سواد و دکتر جراح
شماها به دلیل درس خواندن در دانشگاه های اسلامی - کیری ایران همگی
همان تراپیست هستید که میکند به عبارت قدیمی سلمانی ها و دلاک ها
که پای درد دل مردم روانی مینشستند و بیچاره ها مجبور به (( گوش کردن ))
و سپس یه چندر غاز در برابر مزد کار خود گرفتن
خوب اینجا سر سگ بزنی تراپیست ریخته ولی واویلا که بخواهی از یک دکتر
واقعی روانپزشک وقت بگیری سرشون شلوغه
خوب با این شغل دلاک حمامی مدرن اسلامی -کیری ایران تو ناگهان خود را
در میان زنان یافتی
و بر مبنی سخنان کاملا خصوصی خلبان کور و مخلوق که در میان ما هستند
و امید میلانی برای تمسخر ایمیل مکالمات خصوصی آنان را چاپ کرد
دوستانت راجع به تو چنین گفتند - که تو هم مانند آریا (( کس می پرستی ))
خوب به من بگوی
مرد جوانی با گوش های دلاک حمامی در محاصره عده ای مردم روانی
که کس هم می پرستد در این شغل چکار میکند ؟
من برایت میگویم جای تو
ابتدا از بین مریضان دختران خوشگل و پولدار و بالای شهری را انتخاب میکند
و باقی را مرخص
با این زنان هم میخورد هم میخوابد هم میگایدشان و هم از آنان و خانواده
آنان پول میگیرد
عجب دیلی .................مگه نه ؟
در برابر سرویس های خود به این دختران هی از ایمانسیپاسیون و حقوق
زنان و آزادی جنسی زن و بگیر و برو قرقره میکند
خود را دموکراتی نشان میدهد که از رفتن و دادن زنی که عاشقش است
هیچ ناراحت نمیشود !!!!!!
این دموکرات منشی به این دلیل است که تو در دست و بالت دخترانی که
عاشقت هستند خیلی هست به ولای فاحشه های مرد
تو مادرجنده برای نفع شخصی داخل خشتکت هی به زنان رهائی جنسی
را تعلیم میدهی
و بعد چون خیال میکنی باقی ((خر ))هستند یک وبلاگ کیری روانشناسی
باز میکنی و در آن
هی ماجراهای شخصی خود را با زنان به شکل نیمه پورنو توضیح میدهی
و در پستوی دفتر وبلاگت هی اختر و شختر و شهپر و گلپر را میگائي
و بعد
بین ما سرت را بالا گرفته و میگوئي
من دکتر روانشناسم و قصدم خدمت به همه است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تو مادرجنده تمام و کمال شارلاتان .....گه خوردی که از مافیای وبلاگستان
با تمسخر یاد کردی
تو مادرجنده خودت یکی از سر دسته های این مافیا بوده ای و هستی
تو را کاملا افشا کردم زیرا چهار سال مدام است که کنار گوش نازنینم
وز وزهای گهی میکنی و مزاحمم هستی
تمامی مزاحمت های ترا در همین وبلاگم صادقانه برای همه توضیح
داده ام
تو هرگز هرگز هرگز نمیتوانی بر من پیروز شوی زیرا شارلاتانیزم و مادر
جندگی هرگز قدرت کافی برای پیروزی بر پاکی و صداقت را ندارد
به زمین خواهد خورد در برابرش همین گونه که به زمینت زدم
از شارلاتانیزم تو همین بس که من با خواندن دیدگاه های کاملا مترقی
تو در وبلاگ پاگنده با خودم گفتم عجب انسان پخته ایست !!!!!!!!
ولی نگوی تمامی این پختگی و مترقی بودن از کمبودهای تو ریشه
میگرفته نه از واقعیت افکارت
مانند همین جمله - وبلاگستان مستراح است -
یعنی تو ناخود آگاه به این خلائی که بین ما میساختی در وبلاگ پاگنده
اقرار میکردی
و واقعی هم بود
ملغمه تو و مهشید راستی و بهنود و حسین درخشان و امید میلانی و
هاله و مهناز ویران و سوفیای ترک ترک و بگیر و برو
خودش برای ایجاد مستراح مور دن ایناف بود مگه نه ؟.........کیل بیل فرمانده
No comments:
Post a Comment