شاملوخوابالوده هنوز
در بستری سپید
صبح کاذب
در بوران پاکیزه قطبی
و تکبیر پر غریو قافله
که
(( رسیدیم
انک چراغ و آتش و مقصد ))
- گرگ ها
بی قرار از خمار خون
حلقه بر بار افکن قافله
تنگ می کنند
و از سر خوشی
دندان به گوش و گردن یکدیگر
می فشرند
(( هان !
چند قرن
چند قرن به انتظار بوده اید ؟))
و بر سفره قطبی
قافله مردگان
نماز استجابت را آماده می شود
شاد از آن که سر انجام به مقصد رسیده است
No comments:
Post a Comment