Monday, January 07, 2008



شپش های دهاتی - به رامین احمدی



بچه ها جون ....همگی تون میدونید که من از این حرفهای چرت
و پرت راجع به دین و روشنفکر دینی هیچ چی سرم نمیشه ؟ ولی
تا دلتون بخواد از ریدن به سراپای کسانی که مردم را از واقعیت
دور میخواهند بکنند سرم میشه

خیلی خوب سرم میشه باسه همین به دلیل ریدن دوبله هم به
نویسنده و هم به سایت که رادیو زمانه است و عبدالعلاغ سروش
گفتم چوبی به ریدمان های اسهالی فکریش فرو کنم تا بوی
گه اش به مشامهای کاملا آزرده شما ایرانیان از گهستانی سی
ساله با وجود امثال عبدالعلاغ خان و باندش و ملایان ایران هر
جوری شده برسانم !!!!!!!!!



((چگونه می‌توان چیزی هم‌چون «وحی» را در جهان مدرن و راززدایی
شده‌ی امروز، بامعنا دید؟

وحی «الهام» است. این همان تجربه‌ای است که شاعران و عارفان
دارند؛ هر چند پیامبر این را در سطح بالاتری تجربه می‌کنند. در روزگار
مدرن، ما وحی را با استفاده از استعاره‌ی شعر می‌فهمیم. چنان‌که
یکی از فیلسوفان مسلمان گفته است: وحی بالاترین درجه‌ی شعر
است.))




بیخودی گه مفت نخور مادرجنده العلاغ ...من وحی و الهام سرم نمیشه
من میدونم که یک مادرجنده حشری کون لخت عرب بوده که از بدبختی
و فلاکت یا زنان پیر را میگائیده یا میرفته در غار هی تو کون گوسفندان
میذاشته

بعد تو یکی از غش کردن هاش شروع کرده هذیانهای صرعی در هوا
پخش کردن
و چون همه هذیانها به داخل خشتکش مربوط بوده و این مبحث مورد
علاقه بدویان عرب قبیله نشین بوده اون زمان ها
یهوئی همه مردها ادوات و آلات خود را در دست ها گرفته و فریاد
یا محمد پیغمبر سر داده اند

خوب تو مادرجنده اگه میگی من الکی میگم این مبحث نه سال آزگار
ارگاسم در بهشت چه معنی داره ؟

فقط فکر کن خود خاک بر سرت نمیخواد نه سال بلکه نه ساعت ازت
ارگاسم خارج بشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگه از تو انترکیب فکر نکنم چیز باقی بمونه مگه نه ؟

ببین فکر محمد تون چه همه خراب بوده و نمیدونستید خاک بر سر ها

ریدم به محمد هفنرتون



((شعر ابزاری معرفتی است که کارکردی متفاوت با علم و فلسفه دارد. ))



خفه خفه خفه .....دیگه از شعر نمیخواد برامون اسهال برینی مادر جنده
ریدم به تو شعر با هم
ولی تو گه خوردی که میخواهی شعر و علم و فلسفه را با هم قاطی
کنی برو این همه کس و شعر !!!!! نگو اکیبری





((شاعر احساس می‌کند که منبعی خارجی به او الهام می‌کند؛))






خفه خون بگیر ...اون منبع خارجی آلت رهبر است در کون امثال تو
نمیخواد برامون از الهام بگی خودمون میدونیم الهام تو کونت کرده
است ....بی حیا







((به نظر شما، قرآن را باید محصول زمان خودش دید. آیا این سخن
متضمن این نیز هست که شخص پیامبر نقشی فعال و حتی تعیین‌
کننده در تولید این متن داشته است؟
بنا به روایات سنتی، پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق
جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل می‌کرد. اما، به نظر من، پیامبر
نقشی محوری در تولید قرآن داشته است.))








خاک بر سرت کنند که باز هم زر مفت زدی بابا جبرئیل کون کی بود؟

این حرفها همه زرت و پرت های قبل از صرع محمد هفنر بوده

و نتیجه همه این حرفها هم محمد شدن این مرتیکه روانی حشری

دروغ به مردم نگوی
ورنه میگم جبرئیل تو کونت بذاره ها !!!!!!!!!!!!!( یاد شمر به خیر . نانا)







((استعاره‌ی شعر به توضیح این نکته کمک می‌کند. پیامبر درست
مانند یک شاعر احساس می‌کند که نیرویی بیرونی او را در اختیار
گرفته است. اما در واقع - یا حتی بالاتر از آن: در همان حال - شخص
پیامبر همه چیز است: آفریننده و تولیدکننده. بحث درباره‌ی این‌که آیا
این الهام از درون است یا از بیرون حقیقتاً این‌جا موضوعیتی ندارد،
چون در سطح وحی تفاوت و تمایزی میان درون و برون نیست.))





خفه خون سیاه بگیر ....خیلی هم موضوعیت داره تو گه خوردی که
خواستی یه چیزی را ماله کشی کنی و بگذری

العلاغ مگه نمیگم من دارم نگاتون میکنم

به نظر من خیلی هم تمایز بین درون و بیرون هست

یعنی همه درون و بیرونشون یکی است

الا امثال تو و مسلمانان کیری ایرانی


پس دیدی گه مفت خوردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟






((این الهام از «نَفس» پیامبر می‌آید و «نفس» هر فردی الهی است.))




ای من ریدم به اون نفس محمد هفنر که بوی گه میداده است خاک بر
سر دروغگو
بابا مسواک نبوده که خمیر دندان نبوده که اینان هر وقت سر راهشون
به قبرستانی یک کف دست آب میدیدند اول توش میشاشیدند و بعد
شترهایشان میشاشیده و بعد همگی دست نماز گرفته و نماز رو
به دسته خر قبله را میخواندند

میگویند به دلیل برهوت بودن صحرای کیری کربلا !!! این بیچارگان با
شاش خود گاها دست نماز میگرفته اند

حالا این وسط شاش..... تو سو استفاده کن و از نفس بوگندوی مرتیکه
کثافت حشری هی برامون بگو خاک برسرت العلاغ الکبیر





(( اما پیامبر به نحوی دیگر نیز آفریننده‌ی وحی است. آن‌چه او از خدا
دریافت می‌کند، مضمون وحی است. اما این مضمون را نمی‌توان به
همان شکل به مردم عرضه کرد؛ چون بالاتر از فهم آن‌ها و حتی
ورای کلمات است.))






خفه خون بگیر مادرجنده عوضی ...چه گه خوردنا ؟ بالاتر از فهم مردم !!!!

مادرجنده بزرگترهای تو نان شبشان را قرن ها از مردم ایران گدائی کرده اند
و همراه ما از دهات چونان ((شپش های دهاتی)) تنازع بقا کرده اند

مثل اینکه یادت رفته ....ما ایرانی ها آخوندان دو تومنی را هرگز فراموش
نمیکنیم که بعدا شدند مثل اون شاه خواجه که سترون بود
و تاج گذاری کردند

خوب قرمساق من میخوام بدونم در این معقول و منقول کیری ریدمان
شاشی عربی شماها چه (( علم و دانشی )) برای مردم ایران نهفته
جز کس و شعرهائی که به هم میگوزید و بعد به هم میخندید

در کون گشادت را که یادگار انقلاب فرهنگی اسلامی بود خوب بگیر و
دیگه گه مفت برای ما اینجا و اونجا نخور ابدا که بیشتر از کوپنت تا حال
گه خورده ای

مادرجنده دوران شما پایان یافته و تمام شد کی میخواهید درک کنید
حداقل برای خود حرمتی قائل باشید ............کیل بیل فرمانده

No comments: