
به مدیار
زیر سر طاق های ویرانسرای مشترک ٬ زنان نفرت انگیز ٬
در حجاب سیاه بی پردگی خویش به غمنامه پیام آوران خدائي
جلاد و جبر کار گوش می دهند و بر ناکامی گنداب طعمه جوی
خویش اشک می ریزند
خدای مهربان بی برده من جبر کار و خوف انگیز نیست !
من و او به مرزهای انزوائي بی امید رانده شده ایم
ای همسرنوشت زمینی شیطان آسمان !
تنهائی تو و ابدیت بی گناهی ٬ بر خاک خدا ٬ گیاه نو رسته ئی
نیست
شاملو
1 comment:
ممنون نانای عزیز
Post a Comment