Thursday, March 18, 2010



حافظ !


خم زلف تو دام کفر و دینست
زکارستان او یک شمه اینست

جمال معجز حسنت لیکن
حدیث غمزه ات سحر مبینست

زچشم شوخ تو جان کی توان برد
که دایم با کمان اندر کمینست

بر آن چشم سیه صد آفرین باد
که در عاشق کشی سحر آفرینست

عجب علمیست علم هیات عشق
که چرخ هشتمش هفتم زمینست

تو پنداری که بد گو رفت و جان برد
حسابش با کرام الکاتبینست

مشو حافظ ز کید زلفش ایمن
که دل برد و کنون در بند دینست

No comments: