Tuesday, March 30, 2010




تا سر زلف تـــــو در دست نسیم افتادست / دل سودا زده از غصه دو نیم افتادست
چشم جادوی تو خود عین سواد سحرست / لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست








در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست / نقطه دو ده که در حلقه جیم افتادست
زلف مشگین تـو در گلشن فرودس عذار / چیست طاوس که در باغ نعیم افتادست




دل من در هوس روی تو ای مونس جان / خاک راهیست که در باغ نعیم افتادست
همچو گرد این تن خاکی نتواند برخاست / از سر کوی تو زانرو که عظیم افتادست




سایه قد تو بر قالبم ای عیسی دم / عکس روحیست که بر عظم رمیم افتادست
آنکه جز کعبه مقامش نبد از یاد لبت / بر در میکده دیدم که مقیم افتاده ست








حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز / اتحادیست که در عهد قدیم افتادست




No comments: