
عید شما مبارک !
بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم
بده ای حاتم عالم قدح زفت بدستم
ز من ای ساقی مردان نفسی روی مگردان
دل من مشکن اگر نه قدح و شیشه شکستم
قدحی بود به دستم بفکندم بشکستم
کف صد پای برهنه من از آن شیشه بخستم
تو بدان شیشه پرستی که ز شیشه است شرابت
می من نیست ز شیره ز چه رو شیشه پرستم
بکش ای دل می جانی و بخسب ایمن و فارغ
که سر غصه بریدم زغم و غصه برستم
تو زمن پرس که این عشق چه گنجست و چه دارد
تو مرا نیز از او پرس که گوید چه کسستم
بلب جوی چه گردی بجه از جوی چو مردی
بجه از جوی و مرا جوی که من از جوی بجستم
منم آن مست دهل زن که شدم مست به میدان
دهل خویش چو پرچم بسر نیزه ببستم
مولانا
No comments:
Post a Comment