Tuesday, August 26, 2014

شهر دیری است که رفته ست بخواب
شهر خاموشی پرور
شهر منکوب بجا
و از او نیست که نیست
نفسی نیز آوا .
و طمع ٬ هرزه درآ ٬ کرده همه چشمان کور
همچنانیکه حق غیرخوری گوش کسان ساخته کر
و همه روی جهان کرده سیاه .











و تبه کاران مقبول ٬
( پی سود خود با پیکر اشباع شده )
صف بیاراسته اند .




و مددکاران مردود
( پی سود دگران )
با کفی نان به مدد برخاسته اند .


و کج اندازان ٬
( به گواهی خاموش )
از پی وقت کشی خود و خواب دگران
مانده لالائی یک قد شده الفاظ فریب آور را گوش


و زنان روسبیان
پیکر آراسته از روی نهان
یعنی از رزق کسانی که به تب های تعب می سوزند
بسته با مردانی ٬
که ز غارت شده گرمی تنی لاغرچند ٬
چهره می افروزند .

و پی آن که کند قامت جزغال شده دوزخی کوتهشان
همچو دیوار ٬ نمود
احمقان می کوشند
که نیاراید دیوار بلندی را قد

سفها می جوشند
که به عیبی تن دیواری آید معیوب ٬
و زبان کج طعنه پرداز
به رخ خدمت بی منت و مزد است دراز .



نیما یوشیج

No comments: