این حرفا حرف او کسونیس که اگه
یه بار تو عمرشون زد و یه خواب دیدن
خواب پیاز و ترشی و دوغ و چلوکباب دیدن
ماهی چیکار بکار یک خیک شیکم تغار داره
ماهی که سهله سگشم ازاین تغارا عار داره
ماهی تو آب می چرخه و ستاره دست چین میکنه
اونوخ به خواب هرکی رفت
خوابشو از ستاره سنگین میکنه
میبرتش میبرتش
از توی این دنیای دلمرده چاردیواریا
نق نق نحس ساعتا خستگیا بیکاریا
دنیای آش رشته خوردن و وراجی و شلختگی
درد قولنج و درد پر خوردن و درد اختگی
دنیای بشکن زدن و لوس بازی
عروس دوماد بازی و ناموس بازی
دنیای هی خیابونا را الکی گز کردن
از عربی خوندن یک لچک بسر حظ کردن
دنیای صبح سحرا
تو توپخونه
تماشای دار زدن
نصف شبا
رو قصه آقا بالاخان زار زدن
دنیائی که هر وخ خداش
تو کوچه هاش پا میزاره
یه دسه خاله خانباجی از عقب سرش
یه دسته قداره کش از جلوش میاد
دنیائی که هرجا میری
صدای رادیوش میاد
میبرتش میبرتش از توی این همبونه کرم و کثافات و مرض
به آبیای پاک و صاف آسمون میبرتش
به سادگی کهکشون میبرتش
فروغ فرخزاد
یه بار تو عمرشون زد و یه خواب دیدن
خواب پیاز و ترشی و دوغ و چلوکباب دیدن
ماهی چیکار بکار یک خیک شیکم تغار داره
ماهی که سهله سگشم ازاین تغارا عار داره
ماهی تو آب می چرخه و ستاره دست چین میکنه
اونوخ به خواب هرکی رفت
خوابشو از ستاره سنگین میکنه
میبرتش میبرتش
از توی این دنیای دلمرده چاردیواریا
نق نق نحس ساعتا خستگیا بیکاریا
دنیای آش رشته خوردن و وراجی و شلختگی
درد قولنج و درد پر خوردن و درد اختگی
دنیای بشکن زدن و لوس بازی
عروس دوماد بازی و ناموس بازی
دنیای هی خیابونا را الکی گز کردن
از عربی خوندن یک لچک بسر حظ کردن
دنیای صبح سحرا
تو توپخونه
تماشای دار زدن
نصف شبا
رو قصه آقا بالاخان زار زدن
دنیائی که هر وخ خداش
تو کوچه هاش پا میزاره
یه دسه خاله خانباجی از عقب سرش
یه دسته قداره کش از جلوش میاد
دنیائی که هرجا میری
صدای رادیوش میاد
میبرتش میبرتش از توی این همبونه کرم و کثافات و مرض
به آبیای پاک و صاف آسمون میبرتش
به سادگی کهکشون میبرتش
فروغ فرخزاد


No comments:
Post a Comment