خانه ای از پای بست ویران
در اوج فعالیت کنفدراسیون خارج از کشور خاطرم هست که در پاریس
حزب توده روزهای چهار شنبه در سیته یونیورسیته اش رشته میپخت
و بین دانشجویان جوان که تازه از ایران امده بودند پخش میکرد .
این کار به اصطلاح ان روزها خوردن نیرو و جذب بچه های جوان بود .
همینطور که به مسخره شایع بود که مائوئیست های سه جهانی در
فرودگاه اورلی با یک نان بگت و یک شیشه شراب منتظر هواپیمای
ایران ایر هستند که به زمین بنشیند و بچه دانشجویان ایرانی را بخورند.
من ساده لوح فکر میکردم که این قضایا تمام شده و حداقل این سالهای
نکبت به ما این جهان بینی را داده که دیگر خود را گول نزنیم .
ولی زهی خیال باطل .
در دور قبل انتخابات امریکا که بحث شدیدی بود که شرکت رالف نیدر به
ضرر حزب دموکرات است چون اگر او شرکت نکند کلی از ارا او به ال گور
میرسد به حوزه رای گیری دموکراتها رفتم برای رای دادن به رالف نیدر
به من گفتند باید به ادرس دیگری بروم و نه تنها متمدنانه چندین ادرس
به من دادند بلکه نقشه نردیکترین را هم برایم کشیدند و بدستم دادند
شمر عزیزم که ای پی مرا نمیدانم به چه دلیل بسته ای میبینی برای
رسیدن به دموکراسی نه تنها تحمل یکدیگر بلکه دوری جستن از این
ضرب المثل که دیگی که برای من نمی جوشد بگذار سر سگ درش
بجوشد حیاتی است .
و تمامی این ها با ما شروع میشود و تازه این تنها تمرین دموکراسی است
مدنیت که پیشکشمان . نانا
No comments:
Post a Comment