Tuesday, May 11, 2004

شخصی به نام ساغر در قسمت پیامگیر من انتقاد بالا بلندی از من کرده که مجبورم
پاسخ دهم
قبل از هر چیز باید بگم که نثر این فرد بنظرم بسیار اشنا میاد ولی مهم نیست انچه
اهمیت داره سئوال است و پاسخ من .
بنابر این جمله به جمله پاسخ خانم ساغر را میدهم .

خانم ساغر سالهاست که از مرحله مطرح بودن خود و من این و من ان گذر کرده ام
و نگاهم به جهان و مردم اطرافم است انچه شما مجیز مینامید من درک انسانی
دیگر و شناسائی بیشتر او به دیگران میدانم در فرهنگ ما عمدتا عشق به معنی
این است که کسی ما را دوست داشته باشد ولی در فرهنگ من عشق قابلیت
دوست داشتن شخص دیگر معنی میدهد و این استعدادی است که متاسفانه
افراد کمی دارند و من یکی از انانم .
اری شما درست میگوئید شمر حسن اقا پاگنده تزاد ربل یزدانیان همه مذکر هستند
اگر در زنان وبلاگ نویسی که میشناسم بجز کت بالو و زیتون و اتش چیز زیادی نمیبینم
که ستایش کنم این گناه من نیست متاسفانه این از تصنعی بودن دیگران است .
در ابتدا نوشتم که نثر شما به نظرم اشنا میاید
اری شما اشنا هستید زیر نوشته اید ( در دعواها و درگیری هائی که در وبلاگستان راه
انداخته اید ) میبینید چگونه انسان میتواند خود را لو دهد !!!!! برایتان قدری انصاف ارزو
میکنم شاید در اینده بدردتان بخورد.

من حرف حساب خود را بارها و بارها زدم ولی یکبار دیگر تکرار میکنم
به عنوان فردی ایرانی که کار خود را کرده و بار خود را برده علیرغم داشتن زندگی
نسبتا مرفه در یک جامعه مدرن بجای استفاده از امتیازات و نعمات ان جامعه ترجیح میدهم
در جمع ایرانیان دلسوز باشم و دغدغه ذهنیم جوانان ایران هستند و بس
و پیش خود فکر میکنم شاید تجربیات من سر سوزنی تاثیر داشته باشد .
راجع به اینکه من زور میزنم که کسی پیدا شود و مرا تائید کند واقعا برای شما که این
چنین دیدی دارید متاسفم من نیازی به تائید کسی ندارم زیرا تائید هایم را بسیار
پیشتر از این شده ام معاشران من در ایران عمدتا از افراد کانون نویسندگان بودند
و گلهای سر سبد جامعه روشنفکری ایران یکی از بزرگترین نویسندگان ایران مرا
ارکان رکین نام نهاده بود
بنابراین تائید کسی در وبلاگستان برایم مهم نیست مضافا بر این که تنها تائیدی
که برایم اهمیت دارد احترامی است که افراد با خرد به من بگذارند و قبلا هم
گفته ام خوشبختانه به غلط یا درست در این مورد ادم موفقی هستم .
اگر شما در نوشته های من چیزی به جز شعرهای دیگران یا فیلم ندیده اید این به دلیل
کج بودن اطاق نیست این به دلیل عدم توانائی شما در رقصیدن است .
راجع به صمد و نور پراکنی گفته اید
اینجا باید کاملا سر خورده تان کنم اعتقادی به صمد و سخنان او و راه او و یا هر راهی
که برایش الگوئی از پیش ساخته شده باشد ندارم
بدبختی ایران را زیر سر تفکر دینی از هر گونه اش میدانم و بس
روشنفکران و متفکرانمان همگی در دایره بسته تفکر دینی همواره چرخیده و میچرخند
با نظرات اریای جهانخانه بسیار موافقم هرگز با مغز خود فکر نکرده ایم
ساغر عزیز نه مثل فشفشه به هوا نمیروم زیرا از انتقاد هراسی ندارم هراس من تنها
از قضاوت ناعادلانه است
اگر شما اخوندی چون من یافتید به من هم شناسائیش کنید تا وسعت نگاهش را به
پیرامون خود ستایش کنم .
متاسفم که نوشته اید این اخرین بار خواهد بود که برایم مینویسید ولی دوست من
برای من احساس ترحم نکن و از خواندن من احساس بد نکن زیرا من حتی اگر سعی
هم کنم نخواهم توانست از محور جمع بودن کنار بکشم این جاذبه ایست که طبیعت
به من ارزانی داشته به قول یک نویسنده امریکائی دوست که روزی به من گفت
تو در هر کجا حضوری فرماندهانه داری کافیست که به مجلسی Commanding Presence
وارد شوی و ادمها حتی اگر نخواهند ناخوداگاه دور تو جمع خواهند شد .
بهر حال دوست من اگر جوان هستی ارزو میکنم در میانسالی بتوانی حتی نیمی
از بلوغ کنونی مرا بدست اوری . شاد و موفق باشی نانا



No comments: