Friday, January 26, 2007



علي جي !!!!!


بچه ها جون ....من وقتي يه مدتي حرفاي يه کمي
جدي بزنم
حوصله ام سر ميره و بايد برم سر بازيگوشي

امروز ميخوام براتون از يک پسر جوان حدود سي ساله
بگم که احتمالا بسياري اسمش را شنيده ايد

نامش ساشا نميدونم چي است و انگليسي است و به
او برات ميگويند

اين فيلم برات که ساخت ابدا حتي به گرد پاي طنز يونيک
و بسيار دوست داشتني او نميرسد

من او را شايد سه سال پيش در يک سري برنامه که توسط
کانال پولي اچ بي او ....تهيه شده بود اولين بار ديدم
و از همان لحظه در به در دنبال برنامه هاي يکساعته تلويزيوني
که به آن علي جي ميگويند بوده ام

امروز ميخواهم دو مورد از کارش را برايتان بگويم

او خود را درست شکل اين خواننده هاي سياه پوست رپ که
جرسي بستکبال قرمز با شلوار که از کونشان دارد مي افتد
و کلي طلا و انگشتر و عينهون سياه هاي رپ خون در مياره
و ميره سراغ مردم جدي
و به نام نماينده جوانان شروع به مصاحبه ميکند که اين مصاحبه
را ضبط ميکند
و تمامي سئوالات را از زبان ابلهي ميکند که مثلني خودش است
و با اين کار اين افراد مهم را وادار به توضيح و گرفتن نقش کسي
که با عقب مانده ذهني روبرو است ميکند و از آنان يک سوژه
خنده بي نظير ميسازد

حال اين خود را به خريت زدنش را در دو مورد برايتان مينويسم

به يک زندان رفت و با رئيس گردن کلفت خشن زندان راجع به
زندانيان مصاحبه کرد
از اين رئيس پرسيد :
- خوب اگر شب اعدام شخصي براي شام آخر که اين فرد تقاضا
ميکند از بوفه (( آل يو کن ايت )) غذا سفارش دهد و هي بخورد
و هي بخورد و هي بخورد و فردا شود و پس فردا شود و او هي
بخورد که شما او را نکشيد چه ميشود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و رئيس زندان به جان مادرم نگاهي عجيب به او انداخت و با کمي
سو ظن گفت :
- خوب البته اين برنامه براي خود ليميتي دارد !!!!!!!!!!!!


يک بار هم به سراغ يک دادستان بسيار معروف و جدي رفته بود
و از او راجع به اين هنگ جوري پرسيد

( کلمه هنگ هم به معني
حلق آويز کردن است و هم اصطلاحي است که هنگامي که
ژوري ها به توافق نرسند ميگويند هنگ جوري و بايد تمامي
پراسس محاکمه از اول شروع شود )

و اين کاملا جدي از دادستان پرسيد :
- اين که شما گاهي ژوري ها را حلق آويز ميکنيد درست است ؟؟؟؟

و قيافه دادستان هم که عينهون رئيس زندان شده بود کمي فکر
کرد و گفت :

- نه اين هنگ جوري معنيش اين نيست که ما ژوري ها را حلق آويز
ميکنيم ...ابدا ...يعني ژوري ها به توافق نميرسند
و به هر حال در مصاحبه هايش کاري ميکند که بسياري از موارد
طرف ميفهمد که دستش انداخته است
و عصباني ميشود و جلوي دوربيني که تا الان ژست با تربيت گرفته
بود يهوئي مثل الاغ خشمگين ميشود و همه در فيلم هست

به جان مادرم يک بار به يکي از اين تحليل گرهاي بادکنکي امريکا
که اسمش اندي روني است و خيلي خيال ميکند گهي است
بند کرد
وحسابي به او ريد و آخر سر هم که او گفت اين مسخره بازي را
تمام کنيد ايتز اوور
با قيافه حق به جانب گفت - چرا واسه رنگ پوست !!! من است
که اين کار راميکني ؟؟؟؟

اندي روني هم با عصبانيت گفت - وات ؟؟؟؟کالر اف يور اسکين ؟؟؟؟؟؟
آخه رنک پوستش سياه نيست عين ماهاست

واي که من از اين برنامه هايش چقدر خنديدم و در کنارش اين ادب
امريکائي و قبول هر پديده عجيب و غريبي از طرف آنان که خوب اين
هم يه جورشه

به جان مادرم در يک فيلم عکس زني بسيار بد هيکل و پير را که در
وسط تختخوابي نشسته و تا فيه خالدونش معلوم است را در
جيب کتش گذارده بود
و به استاديوم بيس بال رفت و کنار عده اي امريکائي سفيد پوست
چشم آبي نشست
و خودش را معرفي کرد و در حالي که عکس اين زن لخت را از جيبش
در اورد به همه با لهجه گفت که اين عکس زن من است
و اين امريکائي ها چه زن چه مرد از خنده قرمز شدند با ديدن اين
عکس
ولي با ادب به هم چون سيگار ماري جوانا رد کرده و تنها خنديدند


من از حالت اينان و سعي در قبول يک عدد بانو مهوش لخت کاملا
هويدا تا دم خود تخمدانهاش !!!!!!
که شوهرش عکسش را ارئه ميدهد بيشتر خنديدم تا کار علي جي...نانا

No comments: