Wednesday, January 31, 2007

يو هو !!!!!!


به جان مامانم خودم دارم ميخندم گفتم حيفه
براي شما ننويسم ماجرا چيه ؟

يه دفه داشتم با يه مشت از اين آکادمي سين ها
که يکي دو تا گي هم توشون بود حرف ميزدم

ميگفتند که قراره در خيابان گي هاي هوستون که
نامش مونت رز است يک راهپيمائي اعتراضي
کنند
که من نتوانستم جلوي دهانم را بگيرم و گفتم :

- ببينم قراره از اين تنکه کوتاه هاي جرسي بپوشيد
با بالاتنه هاي لخت که به هر گوشه اي سيخي
چيزي فرو کرده ايد و با صداي اوا خواهر جيغ
بکشيد ما حمق مون رو ميخواهيم

همه زدند زير خنده و اين بابا يه کمي سرخ شد
واسه اينکه خيلي معقول منقول بود کت و شلوار
و کراوات تر و تميز و مردانه

و چون هيچي نگفت و همه خنديدند گفتم بذار
يه جوالدوز ديگه بهش بزنم !!!!!!!!

گفتم
- ولمون کنيد بابا .....ميخواهيد تو کون هم فرو کنيد
بريد بکنيد به ما چه ؟

ما هزار تا کار مهم داريم و بايد به بدبختي فضاي
سبز و چه ميدان آلودگي اقيانوس ها و جنگ شيعه
و سني و گرسنگي مردم مردم افريقا و ايدز و
از دست رفتن حقوق مردم امريکا و خون و خونريزي
فکر کنيم
شما هي ميائيد به ما ميگوئيد
- يو...هو .......ما ميخوايم تو کون هم بکنيم !!!!!!!!
خوب بريد خوش به حالتون به ما چه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا

No comments: