Tuesday, January 30, 2007


بخش دوم



و اما عرضم به حضور شما که اينک ميخواهم اين نسيم
خنک را به قول بني صدر گرامي تقسيم بندي يک دو سه
کنم بين طبقات اجتماعي

اين نسيم بر هر طبقه اجتماعي گونه اي ميوزد که روابط
نسيمي طبقه اشراف و ثروتمند و طبقه فرو دست و فقير
شباهت هاي خيره کننده با يکديگر دارند و تنها محل هاي
مجلل و غير مجلل اينان را با هم متفاوت ميکند
چگونه ؟
برايتان شرح ميدهم

داستانهاي بوکاچيو از زمان چه ميدانم کي تاريخ ؟
از ماجراهاي سکسي اون دوران مردم عادي جامعه است
که در طويله و پشت چاه آب و چه ميدانم زير شيرواني و
بگير و برو بالاخره مردي- زني شوهر دار را عمدتا يافته و
شمشير مذهب خود را - در زمين کفر شوهر او ميکوبد !!!!!
يعني روابط خارج از ازدواج و هول هولکي و با ترس و لرز

خوب اين را بياور به قصر ورساي و راه هاي مخفي ازين
کوارتر به اون کوارتر را که از دري مخفي از راهروئي با
شمع ماري به سراغ پل ميرفت و زن پل ايرابل هم سراغ
جانتان مثلني !!!!!!!
هول هولکي با ترس و لرز و مخفيانه

بنابراين فقرا و اغنيا راجع به محتويات داخل خشتک عين
هم هستند


ولي اما ....واي از اين طبقه متوسط که مايل است به هر چيزي
يک عدد (( ليبل )) بچسباند !!!!!!
و فرهنگ تخمي خود را اين ميان تبليغ

واويلا ...............اولا تعيين ميکنند - جفت ايده آل - را
بابا اين چه کس و شعري است ؟
ولمان کنيد

اين سکس همان نسيم است

شما ابتدا ميرويد يکي را ميبايد و ارزيابي ميکنيد و بنا بر تعريف من
از عشق که عشق عبارت است از داشتن مشتي اينفورميشن
راجع به يک نفر که اين اينفورميشن ها را دوست ميداري
يعني از خنده اش راه رفتنش سيب قاچ کردنش حرف زدنش
هيکلش شوخيش خلاصه که از همه چيزش که شناخته اي
( يعني اينفورميشن يافته اي )) خوشت مياد

خوب بسيار طبيعي است و لذت بخش که داشتن يک لذت ناچيز
که به انسان هديه داده شده است با او يعني دبل لذت

تو آلردي يک عالمه لذت از بودن با اين فرد در ذهنت داري خوب وقتي
که با او يک لذت موقت که به او و تو مفتي رسيده امتحان کني
ميشود دبل لذت

ولي از مرحله دبل بالاتر نميرد
بلکه به مرور زمان مرحله دبلي رنگ ميبازد و گهي ميشود زيرا اين
مرحله واقعي سکس نسيم تازه ميخواهد و نسيم شما دو نفر
(( عاشق )) بوي کهنگي گرفته

به همين دليل مردم تعجب ميکنند که زنک شوهري بي نهايت عالي
داشت ول کرده رفته با يک لات بي سر و پا قاطي شده ؟
و يا يارو يک زن مثل يک تيکه ماه و خانوم و همه چي تمام داشت
ول کرده رفته با يک پتياره لگوري بي سواد ريخته رو هم ؟

بابا يارو همه اينا رو که شما ميگيد ميدونه ولي داشته خفه ميشده
از تنفس نسيم کهنه
دلش نسيم تازه و جان بده در روح ميخواسته

حساب سکس و عشق حسابي کاملا از هم جداست اگر ما اين را
براي خود تفکيک کنيم
تازه ميشويم مانند غرب که اين حساب را ديگر اکنون از هم جدا
کرده اند و زن و مرد هم ندارد

زني امريکائي که چند مرد به او پيشنهاد ازدواج دهند معمولا کسي
را انتخاب ميکند که از همه نظر با او کام ..پ ..ت ..تيو ...باشد
به قيافه و هيکل زياد اهميتي نميدهد
حساب ميکند در رابطه با به هم پيوستن مسائل مالي چه اندازه
به سود هر دو است که از زير بار تکس تک نفره کمي فراغت
بيابند
و يا اگر بخواهد از اين مرد بچه دار شود اين بچه چه اندازه ژن مناسب
دارد و بگير و برو

زيرا اين زن نسيم هايش مرتب دارد اکنون برايش ميوزد و از اين نظر
هيچ عقده اي ندارد
و عاقلانه فکر زمان بلوغش را ميکند

الهم صل علي عاشورا و يوم المرحبا ..........دنباله دارد .........نانا

No comments: