Saturday, January 30, 2010



نفرت از تو !





میدونی جناب داریوش همایون من نمی دونم چرا از تو خیلی
بدم میاد دست خودم نیست دست یونگ است

برایم عین بشگن زدن آسان است که خفه ات کنم ولی کاری
باهات ندارم اما رک و راست میگویم که مردم ایران باید از تو
به هر عنوانی که جلو بیائی حذر و دوری کنند پریود


تو خیلی هم از خود راضی هستی و خود را با این سابقه گهی
سیاه و کثیف و متعفن که من در ایران یادم میاد و میدانی وقتی
نانا میگه یادم میاد یعنی چی ؟
عین یک پیاز گندیده پیر عفونی وارد میوه های تر و تازه و خوشگل
و جوان کرده ای و گاهی وق وق های یک سگ درباری گربه ملا
شده را از خود بیرون میدهی

همه اش هم به بهانه مشروطه خواهی و باقی هوکوس پوکوس ها
راستش امثال تو در همان دهسالی که من در فراموشی و نسیان
بودم ناگهان عین قارچ رشد کردید و هنگامی که من به میان فرزندام
بازگشتم با حیرت دیدم
یک چشمان جمع کوران شده اید از جمله

خودت
مسعود بهنود
احسان نراقی


خیلی برایم عجیب بود که چی شده ؟ ولی به اندازه ای بی ارزش و
حقیر هستید از نظر من که حتی زحمت زدن بشگن و ریدن به شما
را به خودم ندادم

ولی اکنون وضع کاملا فرق میکند بنابراین با خیال راحت میروم برای
شاشیدن به دروغ تو به عنوان

برای همه مردم حق حیات قائل بودنت ها ها ها ها


تو در بخشی از ریدنت در سایت گویا گفته ای :







به واژه‌ها و اصطلاحات نمی‌بايد حساسيت نشان داد. به پيام و راه می‌بايد پرداخت.
پس از آن اعلاميه يکی از امضا کنندگان در مصاحبه‌ای گروه خود را اطاق فکر جنبش سبز (انديشه سرا آسان‌تر و خوشاهنگ‌تر نيست؟) ناميده است. گذشته از اينکه جنبش سبز انديشه سرا کم ندارد و هفت ماه هوشمندانه پيکار‌ی چنين پيچيده را بی اين "اطاق" ها اداره کرده‌اند، بر اين گروه خرده گرفته شده است که همه در پی مرزبندی خودی و غير خودی هستند و به اندازه کافی از دين در امر عمومی فاصله نگرفته اند.

آن اعلاميه در کنار منظور‌های ديگر، برای کمک به راه سبز اميد موسوی نوشته شده است که اتهام ارتباط با ضد انقلاب را از خود دور کند. احساس مخالفت و احيانا بيزاری پاره‌ای امضا کنندگان از کسانی مانند همفکران اين نويسنده نيز طبعا در پاره‌ای امضا کنندگان راه دارد که قابل فهم است.


اما از آوردن مجاهدين خلق در کنار نام هواداران پادشاهی در مصاحبه پس از اعلاميه نمی‌توان به آسانی گذشت.








چرا ؟


یعنی مجاهدین خلق از درباریان کثیف تر بوده اند ؟

این که با سر لگن رفتند راجع به همه مردم ایران
کمی مغایرت دارد که داریوش کونی مزلف ؟

اگر روزی اولین حق را برای مجاهدین قائل شدی و مسعود و مریم
رجوی هم اولین حق را برای شاه پرستان قائل شدند تازه به مفهوم
همه مردم پی خواهی برد

ورنه تا آن روز همه مردم یعنی کسانی که من از آنان خوشم میاید
پریود


دهاتی درباری هم دهاتی میباشد بی سواد درباری هم بیسواد
میباشد تو یکی از اون مادرجنده های بیسوادی که خودتو قاطی
میوه ها کردی خر فهمت کردم ؟




مجاهدين خلق با جهان بينی و شيوه‌های پل پتی خود و خيانتی که در جنگ عراق به ميهن روا داشتند در مقوله ويژه‌ای جای می‌گيرند.



تو و شاهنشاه آریامهر تو هم برای ریدن به ایران و دیکتاتوری و کشتار
مردم ایران در همان کته گوری هستید خیالت تخت





آن مصاحبه برای تاکيد بر دوری راه سبز اميد از گروه‌های آشتی‌ناپذير با ولايت بود ولی از اندازه بيرون رفت. ما هرگز امضا کنندگان را به دليل پيشينه آنان، در کنار بسيجيان نمی‌آوريم و خدمات يکی از امضا کنندگان را در وزارت ارشاد و فرهنگ به مطبوعات ايران از ياد نمی‌بريم.






این هم از خریت و بیسوادیت است زیرامن نه تنها امضا کنندگان را
در کنار بسیجچیان و قاتلان مردم میگذارم بلکه آنان را بسیار بسیار
بسیار بیشتر مستوجب محاکمه و رسانیدن به مجازات میدانم

من از غصنفر لباس شخی نیست که گله دارم من دقیقا از گنجی
و مهاجرانی و کدیور و عبادی و سروش و سحابی و کسانی که
در همان خط فکری تو داریوش کیری همایون هستند گله دارم

و گله هم نمیکنم فقط مثل همین پست خواهرشان را میگایم


بهت خوش گذشت بی آبروی لکاته .......................نانا زولا

No comments: