Friday, January 29, 2010




معرفی فیلم !


امشب میخواهم برایتان فیلمی را معرفی کنم که میتوان گفت
زندگی های شماست من این ربط را پس از نوشتن خلاصه ای
از فیلم به شما یونگی نشان خواهم داد پاپ کورن ها را بیاورید
و گوش کنید :


در سال هزار و نهصد و هفتاد و سه یکی از کارگردان های خوب ایتالیانی
فیلمی ساخت به نام لیبرا ٬ عشق من با شرکت کلودیا کاردیناله
این فیلم در ایتالیا به مدت دو سال متوقف بود و بعد اجازه پخش گویا
یافته است

کلودیا کلاردیناله که نامش لیبرا بود زنی ساده و شوهر دار با دو کودک
بود که در دوران فاشیزم به شدت ضد دار و دسته موسولینی بود و
تمامی زندگیش را برای این مبارزه تلف کرده بود تا روزی که ارتش
متفقین به ایتالیا وارد شده و ایتالیا آزاد گردید

او که در شهر خودش مرتبا با کثیف ترین شهردار فاشیست شهرشان
درگیری داشته و این فاشیست کثیف به شدت به او و خانواده او
و دوستان او صدمه زده بود و خلاصه که در طول فیلم زندگی سراسر
وحشت و نگرانی و بدبختی و دربدری را به نام فاشیزم تحمل کرده
بود

روز آزادی ایتالیا دیگر خودش را از شادی میکشد و دیگر به شوهر
و کودکانش میگوید که بدبختی تمام شد و اکنون میرویم روی زندگی
نورمال بنابراین کودکان را به مدرسه برده و خودش برای خرید به بازار
میرود

و با دو بسته نان و سبزی سر راه تصمیم میگرد که برای گرفتن
کوپن که اعلام شده بوده به دلیل شرایط خاص باید همه با کوپن
خرید کنند با شادی و سر زندگی به شهرداری میرود و هنگامی که او
را به اطاق شهردار موقت میفرستند همان مادر فاکر بیناموس را که
تمامی زندگی او را کابوس کرده بوده پشت میز می بینید !!!!!!!!!!

باوحشت به او میگوید تو اینجا چکار میکنی که مردک با زبان چرب ونرم
و گرم شروع به زبان گرفتن او میکند که بالاخره ایتالیا به ما متخصصان
و سیاسیون و کار بلدان قبلی نیازمند است و پتیاره ای مثل تو بهتر
است ساکت باشی زیرا پخ پخ

لیبرا کاملا گیچ و سر خورده و حیران و سنگین و با تانی خارج میشود
و به اندازه ای قاطی کرده که اساسا صدای اخطار سربازان ایتالیای
آزاد شده !!!را نشنیده و با گلوه ای از شر فاشیزم قدیم و جدید
و زندگی خلاص میشود


شما باید بسیار بسیار بسیار مواظب باشید که همان مهره ها مانند
این فیلم نیایند و سر جای سابق بنشینند هرکه در سی سال گذشته
با این نظام همکاری سطح بالا داشته است باید بازنشسته شود و
برود پی عشق و زندگی اش

من نمیگم کارگردان های ایتالیائی میگویند یقه احمد رافت را بگیرید ........................نانا زولا

No comments: