
بروی مـــــــــا زن از ساغر گلابی / که خواب آلوده ایــــــــم ای بخت بیدار
چه ره بود این که زد در پرده مطرب / که می رقصند با هم مست و هشیار
از آن افیون که ساقی در می افکند / حریفانرا نه سر ماند نه دستار
بمستوران مـــــگوی اسرار مستی / حدیث جان مــگو با نقش دیوار
حافظ
No comments:
Post a Comment