بطرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام
خون دل عکس برون میدهد از رخسارم
پرده مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زانکه درین پرده نباشد بارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب
تا درین پرده جز اندیشه او نگذارم
منم آن شاعر ساحر که بافسون سخن
از نی کلک همه قند و شکر می بارم
حافظ
No comments:
Post a Comment