حقایق های نیک و بد بشیر خفته می ماند
که عالم را زند برهم چو دستی بر نهی بر او
ضمیرت بس محل دارد قدم فوق زحل دارد
اگرچه اندر آب و گل فروشد پاش تا زانو
نمی بینی تو این زمزم فروتر می روی هردم
اگر ایوبی و محرم بزیر پای جو دارو
چوشستن گیرد او خود را رباید آب جو او را
چو سیبش می برد غلطان بباغ خرم بی سو
مولانا
که عالم را زند برهم چو دستی بر نهی بر او
ضمیرت بس محل دارد قدم فوق زحل دارد
اگرچه اندر آب و گل فروشد پاش تا زانو
نمی بینی تو این زمزم فروتر می روی هردم
اگر ایوبی و محرم بزیر پای جو دارو
چوشستن گیرد او خود را رباید آب جو او را
چو سیبش می برد غلطان بباغ خرم بی سو
مولانا

No comments:
Post a Comment