به هنربند دولتی - استالینی حسین علیزاده
من سخنهای بد و نیک همه خامان این ره را شنیدستم
آن کسان را کز رسن بالا شده بر سوی بامی ٬پس چنان دانند کز ان بر فلک بالا برفتستند ٬ دیده ستم
در درون شهر کوران دردها دارم ز بینائی
همچنین هرگز نخواهم در میان بوق بیهوده دمیدن ٬
تا بدانندم کسان اکنون رسیده ستم
آه من خوی جهان و زندگی را میشناسم
با دگرسان زندگانی ٬ زندگی می کنم من
زندگانی تیره ای هست از شبی و روشنی از صبح فامی
زآنچه روزی از پی اش میرفتم اکنون می گریزم
نیما یوشیج


No comments:
Post a Comment