فساد دنیوی ( لذت ) !!!!!!
با الهم صل الا گزلیک به چشم و چال رهبر مادرجنده
یکدست رژیم خاک بر سران لاشه گندیدگان جمهوری
جانیان اسلامی ایران
امروز را با کمی سر به سر این مردک کپلی که بدبخت
خودش هم جایگاه اجتماعی و هویت خود را کمی گم
کرده و نمیداند چی هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟برای تمامی
شما جز جیگر زده ها ...که امید وارم ورزش روزانه خود
را کرده و پر و خالی کردن اسلحه ها و تمیز کردن
گلوله ها !!!! را انجام داده باشید ورنه نه من نه شما
حواله تان میدهم به همان محمد زن باره هفنر
جانم برایتان بگوید از جائی که کنجکاوی من راجع به این
فرد کمی کپل .....که گویا کمی در بالاخانه بیشتر از
(درونی - اندرونی ) بنظر میرسد داشته باشد !!!!!
به اندازه شاش موشی تحریک شده است میخواهم
برایتان سناریوی قرتی قرشمال کردنش را اگر کسی
از یقه اش گرفته و دم در خانه من به زمینش گذارد و
یکماهی ( نه زیاده دو هفته کافیست ) او را در اختیار
من نهد که از او یک عدد ( عباس معروفی )بسازم !!!!
حداکثرش میشود او ..... به جان نانا !!!!!!
برایتان به روی مانیتور بیاورم
ساکت نشسته فقط نیگاهای گوشی کنید ورپریده ها !
بسیار خوب ناگهان هیاهوئی از بیرون شنیده و هنگامی
که به دلیل فضولی شیر مادری خود درب را باز کنم با
ریخت این شکلی او روبرو میشوم که گیج و حیران دارد
دم خانه من دنبال خاتمی میگردد !!!!!!!!!!!!!!!
با فریاد خواهم گفت :
- اوهوی مرتیکه بیا اینجا ......ماموریت منی خاک بر سر
این چه ریخت و قیافه ای است این لباسهای زنا رو چرا
پوشیدی اه اه اه پیف پیف پیف !!!!!!!!!!!!!!۱
یعنی سرکوب نخست مذهبی !!!!!!!!!!
خوب قاعدتا با این چشمان حیرت زده ورقلمبیده !!!! مانند
فرزندی به سوی من که مادرش می بیند میاید مگر نه ؟
به محض ورود خواهم گفت این عمامه و لباسهای لکنتی
تو خاک بر سر ...........ورودش به خانه من شومی میاورد
مانند چتر باز در خانه !!!!!!!!!!!!!!!!!!
و از جائي که به شومی و مومی اعتقاد راسخ دارد با ضربه ای
عمامه اش را کنار فضله های پرندگان محترمم می اندازم و
می گویم
- اگرچه هیکلت خیلی بی تناسب است در خانه من قانونی
که میگوید میتوانی با شورت و کرست شوی !!!!!!!!!! و از
جائی که او به جای کرست تخم بند می بندد بدون هیچ نیازی
فوری و فوتی یک عدد ابطحی لخت کپل دنبه ای میشود با
خایه بند !!!!!
و چون حال مرا با این ریخت بهم میزند عمامه اش را از کنار
فضله های پرندگان بی گناهم که با دیدن ریخت دفورمه ابطحی
وحشت زده یکدیگر را بغل کرده و هی فریاد وجیغهای نامانوس
میزنند و به فارسی به من میگویند - این دیگه کیه ؟ ازش ماها
میترسیم مامان نانا !!!!!!!!!!!!!!!!!
برداشته و پس از گرد گیری کل خانه آنرا بر سرش گذارده و
به او میگویم
- خوب این ریخت تو فقط همین عمامه را کم داشت که بشوی
یکی از کاراکترهای فلینی
تا اومد بگه - فلینی کیه ؟
میگم
- خفه به تو مربوط نیست !!!!
خوب قاعدتا از من خواهد پرسید - من اینجا چه میکنم که با تندی
خواهم گفت
- فضولیش به تو نیامده که اومدی اینجا چیکار ....به اندازه تمامی
عمرت این بیست و هشت ساله فضولی کرده ای پس خفه !!!!!
او هم بغض کرده و رنجیده با دکوراسیونی که قبلا بهتان از نظر
کالبدش گفتم نشسته و لب ورمیچیند
بنده هم مانند میرغضبی به آشپزخانه رفته و پارچی آبجوی خنک
و واقعی را با کف فراوان و دو لیوان نره خر آلمانی دسته دار
روی میز کوبیده و خواهم گفت :
- آب لوله کشی امریکا بد است زیرا کل آب های زیر زمینی منجمله
خلاهای مردم را دوباره تصفیه کرده به لوله ها میفرستند یعنی شما
بدون مریض شدن مرتب از گه تمامی مردم دیگر هم لبی تر میکنید
بهمین دلیل بنده لب به آب لوله کشی که سرطان زا هم هست
نمیزنم و به جایش همه اش ماع الشعیر تازه میخورم
او کمی مینشنید و ماع الشعیر خوردن مرا در این هوای گرم جنوب
خواب آلود امریکا که برای خودش عالمی از رخوت دارد به همراه
صدای بهشتی بیلی هالیدی گوش میکند
و بعد با خود میگوید - خوب ماع الشعیر که گناه ندارد خوردنش و
با کله در پارچ پر کف فرو میرود
و بعد که رخوت وجودش را فرا گرفت تازه متوجه صدای بیلی خانم و
آن نواهای بهشتی میشود
و با خود میگوید
- بابا این امریکا که میگفتند زیاد بد نبود ها ..ماع الشعیرهاش که
از مال ما خیلی بهتره !!!!!!
خواننده هاش هم که از زنای جیغ و یغی ما خیلی بهتره
مبلاش هم که راحت تره و در همین زمان بنده به دوستان زن امریکائي
خود تلفن کرده و همگی را برای دو سه ساعتی احضار میکنم
رسیدن مشتی زن شنگول و پنگول و عاقله زن و دیدن ریخت ابطحی
جان مست از ماع الشعیر با دکوراسیون پوشکی پسر بچه ها !!!!!!
و کلاهی غریب برسر همان و هی :
- یو آر وری نایس و
- وات ا بیوتیفول هت و
- یو هو ساچ ا پریتی آیز و .......
و این زنان شنگول و پنگول به درخواست یواشکی من در اشپزخانه
او را احاطه کرده و با مهربانی هی به او اظهار علاقه به عنوان یک
پدیده اگزاتیک کپلی ویردو........مینمایند
و هنگام رفتن به من میگویند که به او بگویم که فردا شب به دنبالش
خواهند آمد و او را برای دیدن زندگی شبانه امریکائي ها به داون تاون
خواهند برد
او از من با وحشت خواهد پرسید - یعنی چی ؟
و من خواهم گفت :
- همین حالی که اکنون هستی را مجسم کن که بیرون خانه نرم نرم
قدم بزنی و به رستوران ها و ..( بار را نمیگویم !!!) کافه ها بروی و
چراغ و نور و رنگ و مردم امریکائي و موزیک بشنوی .
از آن جائي که گویا بر اثر ماع الشعیر در گونه ای از بهشت است با
لبخند موذیانه ای خواهد گفت - آهان !!!!!!!!!!!!!!!
و تمامی فردا ماع الشعیر امریکائي به خوردش خواهم داد و برایش
آهنگهای مختلف روح شاد کن خواهم گذارد و به پرنده هایم یاد
خواهم داد که بروند هریک روی یک شانه اش نشسته و فضله ای
بیندازند تا گه را زیاد (( نجس )) نداند و اگر دلش میخواهد میتواند
فضله ای را به دهان انداخته و کمی قرچ و قروچ کند تا ترس
اسلامیش از گه بریزد !!!!!!!
و بعله ...در طول روز یکساعتی او را در خانه با پرنده ها تنها خواهم
نهاد و به او سفارش خواهم کرد که - مراقب پرنده ها باشد و اگر
گرسنه اش شد به اندازه کافی همه جور خوراکی در یخچال و
انباری هست به کار پرنده ها کار نداشته باش و نخورشان لطفا جان
مادرت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و خواهم رفت و برایش یک عدد بلوز شیک مردانه کلوین کلاین خواهم
خرید با شلواری زیبا و خوش دوخت و راحت امریکائي که چروک هم
نمیشود زیرا به آن ماده ای مدرن میزنند که از چروکی و شلخته جلوه
کردن جلوگیری شود ....خواهم خرید با باقی خرت و پرت های مردانه
و دیگر غروب و زنان شاد و شنگول امریکائي و یک فنومن فضائي !!!
خواهند رفت و به همه شما قول خواهم داد که بنده را ساعت سه
نصف شب از خواب بیدار کرده با تلفن
و خواهند گفت که - که این موسیو امشب خونه نمیاد !!!!!!!
بنده لیست مخارجی را که برای ابطحی و اون فاطی کماندو ها میکنم
برای رهبر مادرجنده یکدست ایران فرستاده و خواهم نوشت :
مادرجنده یکدست تریاکی جنایتکار ......ما مردم ایران دیگر شمایان
یعنی اخانید را نمیخواهیم
برای نخواستن شما باید همه مردم هزینه قبول کنند من هزینه
ناچیز مالی و در مقابل دستاورد ریدن به فرامین ترا و آگاه کردن
معتقدان به تو را و اسلام ترا پیشه خود خواهم کرد
زیرا در دنیای متمدن امروز
تمامی مردم حق لذت بردن را که امریکا
(جستجوی شادی )مینامد
و یک حق است
حق زنده بودن
حق لذت از لذائذ دنیوی بردن
حق از عمر بهره ای بردن
و تمامی حقوق انسانی که تو منکرش میشوی
و تنها برای در قدرت ماندن سعی در زدن زنجیر به پای هفتاد میلیون
مردم ایران هستی .....برای امثال تو و تفکر تو جائی باقی نیست
البته تو و خمینی درس بزرگی به مردم ایران دادید
اکنون دیگر اکثریت بلامنازع مردم را ضد دین کردید مرسی
سپس به ما یاد دادید که :
کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما
شاه و سپس شما صد سال تمام مردم ایران را گائيده اید باور کنید
دیگر نمیگذاریم ما را بگائيد والسلام ......................نانا
No comments:
Post a Comment