Tuesday, May 22, 2007

مگر ؟


حالا مگه من این ملا حسنی خاک بر سر بدبخت
را که خیلی هم مخلصش هستم ول میکنم !!!!!
فکر کنم به قدری سر به سرش بگذارم که بالاخره
بیاد و بگه :

- نانا به جان خودت از دست تو رفتم
ختنه ام را بازگردانیده !!!!! و اساسا تبدیل
به یک کانادائي موبور چشم آبی شده ام و ایرانی
بلد نیستم !!!!!!!!!!!

ولی از شوخی گذشته ملا جان با خودم فکر کردم
که ممکن است گذاردن یک آهنگ شجریان حمل بر
سو استفاده از احساسات ما ایرانی ها شود
و معنای مانوپلیشن بدهد به همین دلیل فکر کردم
کمی بیشتر برایت توضیح منطقی بدهم

ببین ملا جان من تصور میکنم اگر روزی در جائي با تو
برخورد کنم قاعدتا باید برخوردی بسیار معقولانه باشد
زیرا ترا انسانی معقول میشناسم و خود را هم انسانی
نسبتا معقول میدانم

خوب من و تو به شکل متعارف میتوانیم رفته در جائي
نشسته غذائي خورده با هم سخن بگوئيم

حال اگر همین من معقول را کسی از یقه گرفته و در یک
قبیله آدمخور افریقائي به زمین گذارد
معقول بودن من بی عقلی مطلق محاسبه میشود
زیرا منطق و عقل قبیله
به من حکم میکند که دو پا دارم دو پا هم قرض کرده تا میتوانم
دور تر شوم از این قبیله
به جای این که بروم جلو با آنان مانند
تو دست بدهم و برای صرف قهوه !!!! به چادر ابتدائیشان بروم

یعنی موقعیت عکس العمل مرا تعیین میکند
نه اینکه عکس العملم در تمامی زمان ها یکی باشد

بنابراین... فلسفه تو اگر عینهون فلسفه سهراب سپهری است
که فرقی بین سوسک و لاشخور و کبوتر و قو نیست
و هی همه را دوست بداریم و بل بل بل بل و تاپاله رو بو کنیم کیف
کنیم !!!!!!
متاسفم برایت
در دوره بدی به دنیا آمده ای متعلق به زمان رمانتیسیزم بوده ای
کمی از دوره فکریت گذشته است
اگرچه آن دوره هم ظلم فت و فراوان بود ولی مردم به روی
خودشون نمیاوردند و الکی خوش بودند

این زمان ملای عزیزم ...سیل واقعه چشمت را از حدقه جدا کرده
و کف دستت میگذارد
زنی به لطافت یک کبوتر را مشتی مادرجنده در زندان اوین به سرش
ریخته و با لگد کارش را میسازند - شایع است که مرگ زیر کتک
دردناکترین نوع مردن است زیرا انسان صدمه میبیند ولی نه در حد
مرگ و این ماجرا ادامه دارد برایش
میتوانی معنیش را درک کنی
که مثلنی فرزندت را روی تخت اوین انداخته و به کشت میزنندش

میتوانی ملا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عزیز من ...در دوره سیاهی زندگی میکنیم که سر یکدیگر را بریده
و در تلویزیون خون چکان به هم نشان میدهند
در دوره ای زندگی میکنیم که برای درست نکردن بمب هسته ای
میخواهند بر سرمان بمب هسته ای بریزند !!!!!!!!!!!!

سخره را میبینی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و تو این میان به من پاک باخته ای که هیچ نخواسته ام سالهاست
به جز دیدن نابودی نابود کنندگان ایران
چگونه جرات میکنی که بگوئي که دست به عمل نزنم

مگر الاغی بلا نسبت .... نانا


راستی این سخنان با ملا از اینجا شروع شد .

No comments: