Thursday, May 24, 2007

شاملو

پچپچه را
از آن گونه
سر به هم اندر آورده
سپیدار و صنوبر
باری
که مگرشان
به دسیسه سودائی
در سر است
پنداری
که اسباب چیدن
را به نجوایند
خود از این دست
به هنگامه ئی
که جلوه هر چیز
و همه چیز چنان است
که دشمن دژخوئی
در کمین



و چنان باز می نماید که سکوت
به جز بایسته ظلمت نیست ٬
و به اقتضای شب است
و سیاهی ست تنها
که صداها همه خاموش می شود

و بدین نمط
شب را غایتی نیست
نهایتی نیست
و بدین نمط
ستم را
واگوینده تر از شب
آیتی نیست

No comments: