وی به دلیل خیانت و ترک زنش، دوران طولانی افسردگی را پشت سر گذاشته و تا مرز خودکشی نیز پیشرفته است. این را خودش در مقدمه مطلبی که به مناسبت انتشار کتاب داستان تخمی اش در ایران به چاپ رسانده، اعتراف کرده است.
تف و لعنت بر کسانی که هزار ماسک و نقاب دارند و از یک آزادیخواه کمونیست تبدیل به یک روشنفکرنمای متعفن می شوند که برای تلویوزیون سر تا پا دروغ جمهوری اسلامی فیلمنامه می نویسند و برای چاپ یک کتاب ناچیز تخمی، شرافت خود را به تیغ سانسور جمهوری اسلامی می سپارند. این همان کثافت رذلی است که سال ها در وبلاگ شبح دوم از آزادی خواهی و دموکراسی زد ولی به محض فروپاشی خانواده اش در اثر خیانت زن، تمام ادعاهای قبلی اش مانند تف سر بالا به هیکلل متعفش فرود آمد و برای کسب شهرت با ماسک دیگرش، تن به دلت و خواری همکاری با جمهوری اسلامی داد.
ننگ بر امثال این متعفن خودباخته که اداهای روشنفکری اش تنها مختص به زمانی بود که کسی را داشت تا به شکم و زیر شکمش سرویس بدهد. در غیر این صورت به محض پیش آمدن یک اتفاق ( آن هم در نتیجه بی عرضگی و خاک بر سری خودش در حفظ خانواده ) باید هدف و اعتقاد و گرایش های فکری و سیاسی را بوسید وگذاشت کنار و بیضه های جمهوری اسلامی را دستمال کشید.
4 comments:
http://azizi.blogspot.com
وبلاگ جدید مصطفی عزیزی یا شبح مادرقحبه که پس از جنده شدن زنش به کانادا رفته و با پسر خود زندگی می کند
وی به دلیل خیانت و ترک زنش، دوران طولانی افسردگی را پشت سر گذاشته و تا مرز خودکشی نیز پیشرفته است. این را خودش در مقدمه مطلبی که به مناسبت انتشار کتاب داستان تخمی اش در ایران به چاپ رسانده، اعتراف کرده است.
http://azizi.blogspot.com/2010/05/blog-post.html
تف و لعنت بر کسانی که هزار ماسک و نقاب دارند و از یک آزادیخواه کمونیست تبدیل به یک روشنفکرنمای متعفن می شوند که برای تلویوزیون سر تا پا دروغ جمهوری اسلامی فیلمنامه می نویسند و برای چاپ یک کتاب ناچیز تخمی، شرافت خود را به تیغ سانسور جمهوری اسلامی می سپارند. این همان کثافت رذلی است که سال ها در وبلاگ شبح دوم از آزادی خواهی و دموکراسی زد ولی به محض فروپاشی خانواده اش در اثر خیانت زن، تمام ادعاهای قبلی اش مانند تف سر بالا به هیکلل متعفش فرود آمد و برای کسب شهرت با ماسک دیگرش، تن به دلت و خواری همکاری با جمهوری اسلامی داد.
ننگ بر امثال این متعفن خودباخته که اداهای روشنفکری اش تنها مختص به زمانی بود که کسی را داشت تا به شکم و زیر شکمش سرویس بدهد. در غیر این صورت به محض پیش آمدن یک اتفاق ( آن هم در نتیجه بی عرضگی و خاک بر سری خودش در حفظ خانواده ) باید هدف و اعتقاد و گرایش های فکری و سیاسی را بوسید وگذاشت کنار و بیضه های جمهوری اسلامی را دستمال کشید.
Post a Comment