Tuesday, May 25, 2010






به ملت قهرمان ایران !



خواب می بینم
چند تن مردیم
در ظلمت قیرین شبانگاهی
که به گورستانی بی تاریخ
پی چیزی می گردیم
شب پر رازی است
ظلماتی راکد
در فراسوی مکان ٬
و مکان
پنداری
مقبره ی پوده بی آغازی است
در سرانجام زمان

دیرگاهی ست زمین مرده ست
و به قندیل کبود
روشنان فلکی
در فساد ظلمات افسرده ست .

ما ولیکن
گوئی می دانیم
که به دنبال چه ایم
لیک اگر چند بدان
نمی اندیشیم
در عمل گوئی مردانی هستیم
کز اراده ی خود پیشیم

راستی را هر چند
شعله سردی آن سان که بر آن بتوان انگشت نهاد
سبب غلغه جوشش ما نیست ٬
هیچ انگیزه بیرون و درون نیز
مانع کوشش ما نیست


همه رویایم این است .

شاید این رویا اخطاری باشد
شاید این رویا می گوید کفاره نادانی ما چندان سنگین است
که به جبرانش دیری باید
هر زمان منتظر فاجعه ئی دیگر باشیم
من نمی دانم تعبیرش چیست
یا اشارت به چه دارد ٬ اما
همه زندگی من شده این وحشت
این کابوس
این تکرار



احمد شاملو

No comments: