
تفسیر ٬ تفسیر خبر !
با درود بر چالنگی انترکیب و الاهه بقراط ببر ماده ایرانی
عزیزم و ای خاک تمامی عالم بر سرت ای هرمز حکمت
که پیر گشته ای خرفت و قاطر میروم سر برنامه امروز
و دخالت ببر ماده ای اصیل ایرانی ئی :
ابتدا به تو و الاهه میگویم که مساله ریخت سکینه دائی قزی
کردن ما زنان قرتی مدرن الگانت بیکینی پوش بزنزه مینی ژوپی
که گوگوش و بیتل ها و الویس را دوست میداشتیم و از باکارا
و میامی و
کوچینی و چاتانوگا و قصر یخ و بولینگ عبدو و باقی آل دت جاز
خودمان خیلی خوشمان میامد و کیف میکردیمو .....
برای شکل دهات
کردن شهرهای ما بود و توجیه مشتی ملا و عبا عمامه ای مورد
نفرت ما شهروندان زمان شاه سابق ٬ برای کوبیدن میخ اسلام
خودشان بر درست قلب ما
آنان بعد از مدتی که روسری با توسری و اسید و کاتر اجباری
شده بود
ناگهان کد لباس مانتو و مقنعه را صادر کردند زیرا یادم
است با شلوار جین و بلوز شیک من خودم یک روسری گران قیمت
بر سر میکردم و خیلی با فاطمه ها فرق داشتم
به شدت مایل بودند که شهرها را عین دهات کنند و یا به عبارتی
زمان فئودالی ایران و شهرهای قجر که ملایان برای خود اهن و
تلپی داشتند
یونگ میگوید من بی تقصیرم و بعد تر چادر و مقنعه و پوشش
شکل فاندمنتال ها یک اسلحه شد در غرب و شهرهای رم و
پاریس و برلن و ژنو و مادرید و لندن و بیگیر و بروووووووووووو
ولی اما جناب حکمت من سخنانم را با شما با یک ماجرا
که دوستی میگفت شروع میکنم
دوستی زمان شاه هنگام گذشتن از جاده نزدیک بیمارستان روانی
تهران که حوالی شهرری گویا بوده است ماشینش پنجر میشود
و پیاده شده و در جا شروع به پنچر گیری میکند و هنگامی که
میخواهد پیچ های لاستیک را ببندد ناگهان متوجه میشود که پیچ ها
را در خاک کنار جاده گم کرده با وحشت شروع به جستجو میکند
و هی عرق می ریخته ناگهان مردی موقر با روپوش سفید به او نزدیک
میشود و میگوید چه اتفاقی برایت افتاده ؟
او میگوید - بدبخت شدم اومدم پنچرگیری کردم و پیچ ها را گم کردم
مردک با لبخندی میگوید - خوب کاری ندارد از هر لاستیک یک پیج
بکن و با سه پیچ به شهر برو و درست کن
او با خوشحالی به این مرد دست میدهد و برای خوش آیند او میگوید
شما دکتر این بیمارستان هستید ؟
مرد با متانت میگوید نه من دیوانه ام در این بیمارستان بستری ام
او با حیرت میگوید ولی شما که خیلی عاقلید
مرد متین میگوید - من دیوانه ام ولی شما ابلهید !!!!!!!!!!!!!!
مرتیکه با سخنانت راجع به خاتمی و گنگ این مادر جنده ها ریدی به
همه فهم و شعورت که الاغ خان ؟
تو ابتدا گفتی که اساس هر حکومت استبدادی (( دروغ )) است
سپس خودت با دهان خودت گفتی جمهوری اسلامی القا شبه
میکند و مردم را فریب میدهد مگر نه ؟
و بعد گفتی که
رهبران منقد که از خودشان برخاسته اند
را فکر میکنی که اکنون نقش
مثبتی بازی میکنند !!!! و مردم میخواهند که آنان در صحنه باشند
و از آنان حمایت میکنند
خوب بوزینه خان اگه بنا بر گفته خودت جمهوری اسلام مبنایش بر دروغ
بوده و مرتبا مشغول القای شبهه و مردم فریبی چگونه میشود به کسانی
که در شکل گیری این القا شبهه و مردم فریبی که تا توی سرشان نزدند
کونشان به مردم ایران بود اساسا هرگز اعتمادی کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این که شاش خودت بر سخنان خودت مگه نه ؟ نوش جان
و اما این مبحث که دوست نداری راجع به
رهبران اسهال سبز چمنی جرس سخن بدی بزنی برای این که
فکر میکنی که اکنون آنان نقش مثبت (( بازی )) میکنند و اینان
وجودشان (( لازم )) است و مردم از آنان حمایت میکنند و میخواهند
که آنان در (( صحنه )) باشند
ببین پیر مرد مفلوک برنامه من و جوانان و زنان ایران اکنون دیگر ابدا
و اصلا و اساسا هیچ گونه سازشی با هیچ بخش این نظام شامل
نمیشود والسلام
چرا ؟
زیرا پوفیوز الاغ پیر میهن ما در خطر واقعی است والسلام
تو در واشنگتن دی سی حسش نمیکنی من که ک گ ب و موتلفه
و ادغامشان را در ایران میشناسم معتقدم چیزی به نابودی ایران
و مرگ بسیاری ایرانی نمانده است نفهم بیشعور به این گپ عمیق
ارزشی اگر بین غرب و ایران فکر کنی تو هم بر خود میلرزی
مردک الاغ وقتی باقی نمانده که مشتی ایران فروش استالینیست
که
این سالها تمامی دستگاه های مدیای داخل ایران و بیرون از ایران
را برای اجندای جمهوری خون و تعفن و برده داری اسلامی ایران
قبضه کرده بوده اند حیله جدیدی اختراع و نصب کنند
مساله نابودی ملا و اسلام روز سالگرد کودتا یک سرگرمی و شوخی
و ترسانیدن نیست الاغان بی شرف مساله جنبیدن و با کمک نظامی
غرب برای همیشه از شر اسلامی که برای ایران و ایرانی جز نکبت
ارمغانی نداشت است و نجات آینده میلیون ها سگ توله بی آینده
همین الانه میباشد
چرا خر فهم نمیشوید وا وی لا هی من باید کله های توی کون را
بیرون بکشم بابا خودتان این کله های پشگلی را خارج کنید هرج
و مرج و بی قانونی سراسر میهنتان را گرفته و فقط از آن خون دادن
وظیفه شما اسیران و برده ها است
ریدم به دهان خاتمی و میر حسین و کروبی و عطا مهاجرانی با
اطاق فکر اسهال سبز چمنی اش و دموکراسی دینی اش
بیدار شوید !
چالنگی به خودت یک بیست و نه بده انترکیب .................نانا زولا
No comments:
Post a Comment