Sunday, August 01, 2004
به حسن اقاي عزيزم
در بين مردم شهرهاي مختلف ايراني يکي از مهربانترين و شادترين
و با فرهنگ ترين مردم شيراز هستند .
در ايران دوست نازنين بسيار متمدني داشتم که شيرازي بود
در وجود اين زن ذره اي خباثت و حرامزادگي وجود نداشت
انسانيت اين فرد به حدي بود که اگر کسي بزرگترين صدمه روحي
را به او ميزد او حتي قادر به برزبان اوردن کلمه اي دل ناپذير به طرف
نبود و بد ترين فحشي که برزبان ميراند ( بي تربيت ) بود .
در ساعت دوي بعد از ظهر يک روز تابستاني در خيابان باريکي که
خانه او در ان واقع شده بود در حالي که پرنده اي در اطراف پر نميزد
يک موتور سوار کيف او را از روي شانه اش ميکشد و ميبرد
و اين زن نازنين فرياد ميزند :
اهاي اقا کيفم به موتورت گير کرده !!!!!!
موتور سوار کمي ميرود و بعد دور زده بر ميگردد و با معذرت خواهي
کيف او را به او پس ميدهد .
حسن اقاي عزيزم تا زماني که يک دزد موتور سوار حتي وجداني
دارد که در برابر پاک نهادي متاثر ميشود به اينده بشريت بايد با
خوش بيني نگريست . نانا
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment