دست رنج !!!
بین بخشی از هلند و آلمان اتوبانی است که
مثلنی از یک سری علائم به بعد میشود آلمان
در اولین سفرم از این جاده همان گونه که از این
اتوبان میرفتم منظره دو طرف جاده به شدت زیبا
بود هر بخش مانند یک تابلوی نقاشی زنده
چمن های سبز - تپه ماهور - اینجا و آنجا مشتی
گاو که پستانهایشان چشم بد دور تقریبا روی زمین
کشیده میشد از شیر !!!!!
و از این مناظر
ولی به جان نانا همچین که وارد خاک آلمان میشدی
ناگهان سنگینی خاکستری دیوارهای سیمانی دو طرف
برای مسافتی ...و بعد خود جاده و مناظر دور و بر تو
ناگهان فضای یکی از این فیلم های تخمی پروپاگاندای
هیتلر را که رویش مثلنی آهنگ
ماینه تخم شاف !!!!! با سنج و منج و مارش و بگیر و برو
به دو طرف کله انسان می کوبید فرو رفتم
میدونید غم انگیز ترین بخش این ورود چی بود ؟
این اتوبان را یهودیانی که سلامت و سرو مرو گنده تر بودند
به قیمت یک پوست و یک استخوان شدنشان و لاجرم
از بین بردنشان ساخته بودند
مسافتی که راندم
روح خشمگین و ساکتشان را من احساس میکردم
فاشیزم چیز کثیفی است
به همین دلیل کل مجموعه فاشیستی این رژیم باید بروند
و باید زندان اوین تبدیل به موزه ای از وحشت و هالوکاستی
که مردم یهود همه جا بر پا کرده اند که ما انسانها فراموش
نکنیم که همین دیروز چه فاجعه ای بر پا کردیم .........نانا
No comments:
Post a Comment