Sunday, April 22, 2007



نامردی !!!


داشتم آخر شبی دنبال یه شعر از مولانا میگشتم براتون
که برخوردم به این شعر و گفتم یه انگشتی تو کون مولانا
بکنم و بعد برم کپه ام را بذارم

مرتیکه الاغ میگه :

کی باشد من با تو باده گرو خورده
تو برده و من مانده من خرقه گرو کرده !!!!!!


خوب خاک بر سر تو که وجودشو نداشته ای ( پول) گه خوردی رفتی
باده خوری یا تازه خیال رفتنش را داری خفه زر مفت نزن گدا

یارو رو داشته باش چه نامردی بوده هم خورده و هم برده یه
لحظه هم فکر نکرده که این فلک زده باید تنبون کثیف شیپیشی
خودشو گرو بذاره یکاره .

تازه مرتیکه عوضی آرزوش رو ببینید خوردن شراب نسیه !!!!!

ولی آرزوی مایان یعنی ماها خریدن تاکستان است و دیگر هی بخور
مفتی و لازم نباشد تنبانت را گرو بذاری مگه نه بچه ها اوفینا !!!!!نانا

No comments: