Monday, April 23, 2007


شاملو

فریاد من با قلبم بیگانه بود
من آهنگ بیگانه تپش قلب خود بودم
زیرا که هنوز نفخه سرگردانی بیش نبودم
زیرا که هنوز آوازم را نخوانده بودم
زیرا که هنوز سیم و سنگ من درهم ممزوج بود.

و من سنگ و سیم بودم من مرغ و قفس بودم
و در آفتاب ایستاده بودم اگرچند ٬
سایه ام
بر لجن کهنه
چسبیده بود .

No comments: