Freedom For All
A forum for free discussion
Tuesday, April 24, 2007
بیژن جزنی
او را به رویای بخار آلود و گنگ
شامگاهی دور
گویا دیده بودم من ....
لالائی گرم خطوط پیکرش
در نعره های دور دست و سرد مه
گم بود
لبخند بی رنگش
به موجی خسته میمانست
در هذیان شیرینش
ز دردی گنگ
می زد گوئیا لبخند.........
شاملو
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment