ذخيره گهي به نام مغز
سالها پيش در تهران روزي در خياباني ميرفتم ناگهان
ديدم پسري حدود بيست و پنج ساله داره يه بچه
دوازده ساله را بکش ميزنه
طوري که خون از دک و دهن بچه هه سرازير شده بود
و اون بچه تنها مقاومتي که ميکرد دستهايش رو جلوي
صورت و کله اش ميگرفت .
با خشم فراوان جلو رفته و اون مرتيکه را با شدت هل داده
و فرياد زدم مرتيکه خرس گنده خجالت نميکشي يه بچه
نصف خودت رو اين جوري ميزني
ساکت شد و چيزي نگفت ولي اون بچه هه با دک و دهن
خوني رو به من کرد و گفت :
به تو چه داداش بزرگمه حق داره منو بزنه !!!!!!!!!!
اين ماجرا منو ياد اون افرادي ميندازه که تا خرخره با اين رژيم
جنايتکار مخالفند و ارزوئي جز سرنگوني ان ندارند .
ولي وقتي به داشتن سلاح هسته اي ميرسه ميگن خوب
چرا اسرائيل داشته باشه ما نداشته باشيم و از اين پافشاري
مشتي اخوند ديوانه طرفداري ميکنند !!!!!
حقا که خريت تنها به علف خوردن نيست خاک بر اون سر
احمقتون که تو اون کله فقط گه ذخيره کرديد و بس . نانا
7 comments:
یعنی اکثر مردم ایران: الآن رفراندوم بگیر که بمب اتمی میخواهید یا نه (فارغ از اینکه چه حکومتی باشد)، اکثریت آری خواهند داد.
اميد جون
نظر خودت چيه
دوست دارم بدونم . نانا
من با هرگونه بمب اتمی مخالفم، حتی اگر همه کشورهای دنیا داشته باشند و فقط خودمان محروم مانده باشیم. فعلاً با انرژی اتمی برای برق هم مخالفم: وقتی مقدار نامحدودی گاز مفت داریم، فقط خرج بیهوده و کاهش امنیت است.
این مقاله جالب استدلال میکند که حتی از دید قدرتمند بودن هم، بمب اتمی هیچ کشوری را قویتر نمیکند:
http://khushe.ir/maghale/mansoori1.shtml
و یک نکته بامزه درباره نیروگاه اتمی: در حالی که ایران۳۰ سال است دارد نیروگاه اتمی میسازد، ارمنستان در حال لولهکشی گاز است، تا با خرید گاز طبیعی از ایران و تبدیل آن به برق، بتواند نیروگاههای اتمی که دارد را تعطیل کند.
چگواراجان، دکتر منصوری را غیر از نوشتهها، از نزدیکتر هم میشناسم، موقعیتی ندارد که بترسد از دست بدهد، بخصوص هنگام نوشتن کتاب اصلاً نداشته. مسئله منصوری توسعه علمی ایران است، زندگیاش را وقف این کار کرده. در ضمن توجه کن که کتاب در سال ۷۵ نوشته شده، و آنوقت مسئله اتمی اصلاً مطرح نبود.
چگواراجان، کی از ایران رفتی که چنین چیزی را دیدهای؟ حالا که دست را جای مهم گذاشتی، بگویم که وقتی صحبت به مسئله علمی یا کلیت مدرنیسم برسد، حتی اگر جنبه سیاسی هم داشته باشد، منصوری کمترین شوخیای ندارد و خیلی تندتر و صریحتر هم صحبت میکند.
البته امروز نمیتوان چندان دانشمند برجستهای به حسابش آوری. البته در باسواد بودنش شکی نیست، ولی تا جایی که میدانم تقریباً همه تحقیقات علمی مهمش، آنهایی است که پیش از برگشتن به ایران انجام داده. در ایران، بیشتر نیرویش را صرف فعالیتهایی از قبیل انقلاب فرهنگی، انجمن فیزیک، و سیاستگذاری و برنامهریزی علمی کرده است.
مجموعاً، در میان ایرانیانی که فعالیتهای چنینی دارند، یکی این و یکی زیباکلام است که عمق مدرنیسم را درک کرده و شدیداً به آن متعهدند.
آن «شنیدن» آغاز را نخوانده بودم، خیال کردم دیدهای، و خوب تحیرم هم برای همین بود. بعد از ارسال کامنت کلمه شنیدن را دیدم، و دیگر حال نداشتم کامنت اصلاحیه بفرستم.
Post a Comment