به کنجکاو عزيزم - به اميد بهبودي
پاگرفته است زماني است مديد
ناخوش احوالي در پيکر من
دوستانم رفقاي محرم
به هوائي که حکيمي برسر - مگذاريد مرا
اين دلاشوب چراغ
روشنائي بدهد در بر من
من نيازي به حکيمانم نيست
(( شرح اسباب )) من تب زده در پيش من است
به جز اسودن درمانم نيست
من به از هر کس
سر بدر ميبرم از دردم اسان که ز چيست
با تنم طوفان رفته
تبم از ضعف من است
تبم از خونريزي
نيما يوشيج -- يوش تابستان ۱۳۳۱
3 comments:
کنجکاو عزيزم که نميدانم در چه حالي هستي
يادت نرود تا نيائي و ننويسي که انتي بيوتيک
و اب ميوه ميخوري و بهبود نسبي يافته اي
کلمه اي نخواهم نوشت . نانا
آن ابلهی که نام وبلاگ من در لیست حزب اللهی بنهاده، وبلاگ پر ز فحش و فضيحت تو را مستثنا کرده است!!!
سیاهه را اگر خودت درست کردهی اعتراف کن پلید.
بائوبا
www.baoba.org
نانا جان!
باز هم سپاس و باز هم روز از نو و روزی از نو . خوب خوبم با کمی کمر درد. اکنون هم بايد تيز تيز بدوم اتوبوس را بگيرم . خوش باشی. کنجکاو. ساعت 8.5 دقيقه بامداد.
Post a Comment