Tuesday, November 23, 2004

به کنجکاو عزيزم

گر همه رگهاي بيخود مانده ام بشکافي از هم آّه!
نشنوي غير از غم من نام.
اي نگارين شهريار شهر دلبندان
در شبستان تو نيز ان شمع
با پريده رنگ خود تنها از ان غمگين مي افروزد
که به ياد روزگاراني
چو صحبت را مي آغازي
از تو اندر آتش حسرت جگر سوزد . --- نيما يوشيح

1 comment:

سیامک مهر said...

های
نانایی قبول داری خسن آقا قات زده
انگار به دست شریعتمداری افتاده و زیر شکنجه این حرفهارو میزنه
اصلاً حالا زمانی است که ما بیاییم به آمریکا بپریم با اینهمه دشمن داخلی؟