Sunday, November 28, 2004

رانده وو و قتل کندي

اين چهار روز تعطيلي ( به داده هات شکر ) خودم رو با
بازي بريج خفه کردم .
پارنتر هميشگي من يک خانم امريکائي پنجاه ساله است
که وکيل اداره مهاجرت امريکا است و به دليل دفاع از
مردم مليت هاي مختلف بسيار روشنفکر و ادم حسابي
است
در ضمن اين شهر و ايالتي که من در ان هستم تقريبا يک
پارچه به وسيله حزب جمهوري خواه خورده شده و توش
به اندازه نيويورک و خيلي از شهر هاي ديگه امريکا ادم
حسابي به اساني پيدا نميشه .
بهر حال اين خانم امريکائي که هم زيباست و هم سکسي
هم روشنفکر در چهل و دو سه سالگي پس از بزرگ شدن
دو بچه اش به دليل خستگي از هم از شوهرش جدا شده
و تنها زندگي ميکنه .
سرش با کار خيلي شلوغه و گاهي هم که دنبال يه همدم
براي خودش ميگرده اگه يه ادم حسابي مثل خودش گير
نياره زود خداحافظي ميکنه و ادامه نميده .
بهر حال شب جمعه يه قرار رقص بوده که براي افراد مجرد
ترتيب داده شده بوده برام تعريف کرد که به ان مجلس رفته
و با يه مردي که خودش فکر ميکرده چهل ساله باشه اشنا
شده و چند دوري با هم رقصيدن و گويا از هم خوششون هم
امده
ميگفت :
وقتي سر ميز نشستيم من مطابق معمول که از همه ميپرسم
ازش پرسيدم :
راستي وقتي به جان اف کندي سوقصد شد تو کجا بودي :
مرده پاسخ داده :
من هنوز به دنيا نيامده بودم !!!!!!
دوستم ميگفت من از خجالت سرخ شدم و گفتم حالا ببين کارم
به کجا کشيده که به بچه مچه ها جذب ميشم بلافاصله خداحافظي
کرده و مجلس را ترک کردم . نانا

پ.ن در ضمن خيلي از امريکائي هاي دموکرات معمولا از ادمهائي
که باهاشون تازه اشنا ميشن اين سئوال را که وقتي کندي را
کشتند تو چيکار ميکردي را ميکنند و خيلي رايج است . نانا

No comments: