Saturday, December 11, 2004

به کنجکاو عزيزم

......گفتيم که ميانه روها به سخنان بزرگي که به کار ميبرند براستي
باور ندارند انها به راستي باور ندارند که يک کمال اسماني ناگهاني براي
انسانها به زمين فرود ايد .
انها همگي خواستار سازش - عقل سليم - بردباري و اسايش هستند
در يک جامعه عادي اين خواستها بخشي از توانائي شان را ميسازد
و انها را بر ديگران که دست کم در اسايش خواهي با انها سهيمند تفوق
ميبخشد .
اما در اين سه انقلاب شمار گسترده اي از انسانها در ان زمان خاص چنان
بر انگيخته ازرو و عاطفه شدند که به نظر ميرسيد که حتي از اسايش نيز
بيزارند
ميانه روها نه ميتوانستند با چنين مرداني کنار ايند و نه ميتوانستند نخستين
قدمهائي را که براي فهم چنين افرادي لازم است بردارند
ميانه روها از غير ميانه روها با چنان شکافي فاصله گرفتند که چه فلسفه
و چه عقل سليم نميتوانست انرا پر سازد
ميانه روهائي که ما با انها سرو کار داشته ايم همگي انسان و بسيار لغزش
پذير بودند اما حتي اگر به اندازه قهرمانان پلوتارک خردمند ميبودند و يا به
اندازه واشنگتن عقل ميداشتند باز هم به نظر ميرسد که ميبايست شکست
بخورند
زيرا اينجا ما در سر زميني افسانه اي ولي واقعي هستيم که در ان
خردمندي و عقل سليم يک فرد ميانه رو خردمندي و عقل سليم نيست
بلکه بلاهت است . ---- برگرفته از کتاب کالبد شکافي چهار انقلاب .

No comments: