Wednesday, December 22, 2004

وسوسه آزادي

در سال ۱۹۴۷ ژان پل سارتر با چاپ اولين کتاب از تريلوژي
سه رمان معروف خود که هرسه انان در باب مبحث ازادي
است سر و صداي زيادي در جهان برپاکرد و نام خود را نه
تنها به نويسنده اي ادبي يگانه بودن بلکه فيلسوفي بزرگ
در جهان جاوداني نمود
اين سه کتاب که به ترتيب به نامهاي سن عقل - مهلت و
خواب اشفته نام دارند هر سه راجع به آزادي هستند .
من شخصا سن عقل را بر ان دوي ديگر ترجيح ميدهم .
قهرمان کتاب که ماتيو نام دارد در استانه جنگ دوم در پاريس
زندگي ميکند و با ايده ازادي دچار وسوسه فکريست .
جستجوي او براي يافتن راهي که ازاد مانده و در عين حال
مسئوليت انساني خود را انجام دهد در سراسر اين کتاب
به خواننده عرضه ميشود .
بخشي از ديدگاه ماتيو را برايتان ترجمه کرده ميگذارم تا به
اين وسواس فکري اشنائي يابيد . نانا

او هرگز قادر نبوده که خود را به شکلي کامل در يک رابطه
عاشقانه درگير کند .
و يا هيچ لذتي ديگر
او هرگز به معني واقعي غمگين نبوده
او همواره به نظر ميرسيده که در جائي ديگر است و هنوز
کاملا به دنيا نيامده
او منتظر مانده و در طول تمامي اين مدت -زمان به آرامي و
پيگيرانه از پشت او گذشته .
سي و چهار سال از زمان
او بايد تصميم خود را در بيست و پنج سالگي ميگرفت مانند
دوست خود برينت!!! ولي در اين سن کسي نميتواند بدون
هدفي قوي تصميم گيري عاقلانه کند . با تصميم گيري در
اين سن انسان ميتواند احمقانه عمل کند . و او نميخواست
که به اين شکل عمل کند .
او فکر کرده بود که به روسيه برود -- دانشگاه را ول کند - کاري
دستي ياد گيرد
ولي انچه که هر بار او را از انجام اعمالي چنين قاطعانه باز
داشته بود اين بود که او هيچ ( دليلي ) براي اين کارها ندارد!!!!
بدون ( دليل ) تمامي اين کارها ميتوانست هوسي آني باشد .
و بهمين خاطر او منتظر ماند..............

No comments: