
هفت سین یان اسلامی !
خبرنگار شما ورپریده ها از مستراح بیت رهبر گزارش میدهد :
در گزارش ویژه ای که خودم با پوشیدن لباس و ماسک شیرین
عبادی از بیت رهبر برایتان تهیه کردم نهایت توجه را بنمائید
با کمال فداکاری خود را به هیبت سفالی - همدانی هاجر ده
خودمان در آورده رهسپار مستراح اعظم گشتم
در کیفم که از چرم گوسفند ذبح اسلامی شده !!!!! درست
شده بود که نکنه یه وخ ساکنان بیت رهبر بفهمند و دستم رو
شود هم دوربین و سیخ و میخ و زهر و سم ریخته و همراه بردم
که اگر فرصتی دست داد یک سیخ جیگر نوکش سیانوری را وارد
چشمان
عین کون میمون رهبر مادرجنده کنم !!!!!!!!!!!!!!
من همیشه آینده نگری دارم رهبر را کفن کنم !!!!!!!!!!!!!!
از ترس و وحشت هائی که هر هنگام چشمم در ویترین مغازه ها به
شکل هاجر ده خودمانیم افتاد میگذرم و چه همه اه اه پیف پیفی که
به خودم گفتم هم بهمچنین
از جمله این انترکیب دیگه چه خری است
داره به من نیگا میکنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
رفتم و رفتم و رفتم .....تا استنشاق بوی گه شروع شد و وز وز گاهی
برادران کونده بسیج و پاسدار که هی به من میگفتند :
- خسته نباشی خواهر شیرین و من به اطرافم نگاه میکردم و بی هوا
دنبال خواهر شیرین گهی میگشتم و بعد از یه نیم ساعتی تازه مانند
پلنگ صورتی میگفتم شما خسته باشید عوضش مادرجنده ها
البته مادرجنده ها را در دلم میگفتم و زیر لبی کسی را نمیگذاشتم بشنود
زیرا بعد شریعتمداری کیهان ور میداشت و در روزنامه اش مینوست که این
خواهر شیرین عبادی تازگی ها بی ادب شده و به برادران کیری بسیج و
سپاهی
میگه مادرجنده ها !!!!!!!!!!!!!!! و دیگه واویلا از تظاهرات بر علیه شیرین
سفالی بدبخت که همه به در سفارت انگلیس میرفتند و میگفتند :
شیرین بی تربیت اعدام باید گردد
چوب کلفتی هم توی کون خاتمی باید گردد
مرگ بر امریکا مرگ بر امریکا مرگ بر امریکا !
امریکا و خاتمی دو تا کسانی هستند که حتما باید یک بامبچه بر سرشان
زد مثلنی اگه دختر رهبر مادرجنده !!!!یک سگ توله بزاد امت گهی اسلامی
میروند باز هم جلوی سفارت انگلیس و میگویند :
صل الا محمد سگ توله رهبر خوش آمد
مرگ بر خاتمی مرگ بر امریکا !!!!!!!!!!!!!!!
بعله به همین دلیل های بالا مادرجنده را در دلم گفتم البته بهم خیلی برخورد
زیرا روزگار من بدون گفتن مادرجنده بلند دیگه نمیگذره
و هی در دلم خطاب به هاجر جان گفتم ریدم به این زندگیت که نمیتوانی مادر
جنده بگوئي
پس تو از زندگی چی فهمیدی زنیکه الاغ نوبلی - سفالی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چی میگفتم ؟
یادم رفت خاک بر سرها بس که حواسم را پرت کردید !!!!!!!!!!
بعله میگفتم که بالاخره بوی گه به شدت غیر قابل تحمل شد و من دانستم
که به خیمه خرگاه اصلی بیت رهبر نزدیک شده ام
روسری خود را به شکل حجابی به روی دماغ و دهان کشیده و عینهون یک هاجر
سکینه دائی قزی درب را به صدا در آورده که چشمتان روز بد نبیند در باز شد و از
داخل نفیر بو گندوی تریاک سوخته و استفراغ بر اثر زیاد کشیدن تریاک و بوی پای
شمس الله ها !!!!!!!و سیف الله ها و بوی پا الهی ها به صورت ٓظریف خیلی
متمدنانه ـ شهروندانه ام خورد
که با این بوها کلی نا اشنا است شکر طبیعت !!!!!!!!!!!!!!
در حال زدن عقی به داخل رفتم و واویلا که دیدم روی کرسی بزرگ وسط اطاق
که بیت المال ملت ایران رویش چیده شده و تا سقف رفته بود و هفت ملا
که سر دسته سید علی بود نشسته بودند که هر یک مظهر یک سین برای
ملت ایران بودند و خصلت های خود را با ماژیک روی پیشانی های چروک خورده
خود که سیاه از دود تریاک بود نوشته بودند :
سبعیت
سادیسم
سترونی
سرقت
سالوسی
سیاهکاری
ستمگری
و مشغول بازی حکم بودند .......با عوض کردن صدای خودم و جیغ جیغی
کردن گفتم :
السلام بر رهبران مملکت ایران ولی در دلم گفتم ریدم به کله همه تان
زیرا در دلم دیگر شیرین عبادی نبودم بلکه نانا زولا کیل بیل بودم !
هیچ یک سرش را از روی سفره حکم بازی بالا نکرد و به من محلی نگذاشت
کمی دور و بربیت برای خودم چرخ خوردم
و ناگهان متوجه شدم که از بلندگوئي
صدای سید علی میاید که میگوید :
مردم ایران یعنی من و این هفت سین یان حکم بازی کن .
ما دوست نداریم کسی در ایران نوروز را جشن بگیرد زیرا ممکن است
به یاد بعضی از این بردگان واسیران کیری بیاید که
اون زمان ها همگی مثل آدم بودند ولی حالا که دیگه نیستند
اگه نوروز را جشن بگیرند
وضع خراب میشه ممکنه بعضی هاشون که هنوز یه نفس نفسی
تخمهای باد کرده شون میکشه یه وخ خیالاتی و نوستالژیک بشوند و
واویلا دیگه بر ما
بنابراین تا ما هفت سین یان اسلامی هستیم و باید اسلام به آئین ها
و سنت های قبل از خودش بریند و بشاشد و ممنوعشان کند
با شنیدن این سخنان از بلند گوی به خودم گفتم - بروم و این گزارش
را برای مردم ایران که در خانه ها سمنو و سنجد و بگیر و برو ی س
میگذارند
ولی خبر ندارند که رهبرانشان به شکل نچرال همگی هفت سینیان
ذکر شده من هستند .بنویسم
و به آنان بگویم گریه کنید مسلمونا گریه کاری ثوابه .............نانا زولا
No comments:
Post a Comment