Saturday, March 22, 2008


نسرین در غربت


چگونه شاد شود اندرون غمگینم
باختیار که از اختیار بیرونست













امیر فرشاد ابراهیمی

از کران تا بکران لشگر ظلمست ولی
از ازل تا بابد فرصت درویشانست

















شیوا فریاد بی صدا

بس تجربه کردیم در این دیر مکافات
با درد کشان هرکه در افتاد ور افتاد
















تیوب رز


عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوائی دارد











مجید زهری

در ره عشق نشد کس بیقین محرم راز
هرکسی بر حسب فکر گمانی دارد














ترانه ( پیام گذار )


دلنشان شد سخنم تا تو قبولش کردی
آری آری سخن عشق نشانی دارد





















نیما - نیم

شاهد آن نیست که موئی و میانی دارد
بنده طلعت آن باش که آنی دارد













خلبان کور !

دلی که غیب نمایست و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد



















شبح

ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب
که بوی باده مدامم دماغ تر دارد






ادامه دارد ..........

No comments: