
رامین احمدی
قدح بشرط ادب گیر زانکه ترکیبش
ز کاسه سر جمشید و بهمنست و قباد

عبدی کلانتری
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار ازین بیابان وین راه بی نهایت

رک گو
بر برگ ارغوان بخون شقایق نوشته اند
کانکس که پخته شد می چون ارغوان گرفت

سیامک مهر
عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن
که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست

شیما کلباسی
زمانه گر بزند آتشم بخرمن عمر
بگو بسوز که بر من ببرگ کاهی نیست

کمانگیر
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

ورجاوند
بنده پیر خراباتم که لطفش دائمست
ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

آتش
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آنکس که از هنر عاریست

شراگیم
هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه
کنون که مست خرابم صلاح بی ادبیست

میرزا پیکوفسکی
پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن
بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبست
ادامه دارد ..............
No comments:
Post a Comment