
خورشید مقوائي !!!!!
یادش به خیر این خواهر فائقه آتشین محترمه مکرمه
که با لقب قوقوش برای آذربایجانی ها آواز میخواند
یک عدد شعری در زمان جوانی ما داشت که بخشی
این روزها مرا یاد میاید نمیدونم چرا ؟
لطفا با صدای خود او بخوانید ذلیل مرده ها :
میگفت :
دستامون از هم اگه دوری کنه
شب شیشه ای دیگه نمیشکنه
از تو این شیشه ای همیشگی
خورشید مقوائي سر میزنه
کی این شب و این دشمنان خورشید میمیرند ؟
چیزی نمونده به جان نانا .................نانا زولا
No comments:
Post a Comment