Wednesday, December 08, 2004

با درود به دوستان عزيزم

به دليل بي حوصلگي تصميم داشتم ننويسم
ولي بعد فکر کردم که حيف اين قلم من که ميتواند به راحتي به مشتي
رجاله تر بزند و در غلاف بماند .
حداقل رجاله ها را افشا واز يکه تازيشان ميتوانم جلوگيري نمايم و در عين
حال لبخندي هم بر لبان دوست دارانم مينشانم .
قبل از هر چيز بدهي کوچکي به تکه گهي به نام هاله دارم که ميپردازم

سيده و سگش

از انجائي که به شدت به ازادي بيان معتقدم حتي براي هاله که مانند
هاله اي از گه به محفل بنفش رنگ اشرف پهلوي وبلاگستان رفته و
گرد سر او گرديده و با ربط دادن گوز به شقيقه ننوشتن شخصي را تحليل
روانشناسانه نمايد اينجا گونه ديگري از تحليل روانشناسانه را براي اين
تکه گه مينويسم تا معني ( STALK) و ( OBSESSION) را دريابد .

از انجا که چپ و راست به جد جاکش پفيوزت قسم ميخوري ميتوانم فرض
کنم که سيده هستي و مانند تمامي سيدها و سيده هاي پارازيت ايراني
ان گونه که در ايران شايع بود حشري ميباشي و همان گونه که جدت از
شتر و اسب و خر و سگ هم نميگذشت امثال تو لکاته هم براي مواقعي
که به اقرار خودت روري در سفر است رستم قلچماقي را تربيت کرده و
براي اطفاي شهوت خود از زبان و پائين تنه او مدد ميجوئي دلائل روانشناسه
به شرح زير است :
۱= برايت بسيار عزيز است و چپ و راست عکس تمام رخ و نيم رخ و بالا تنه
و پائين تنه او را در وبلاگت ميگذاري اين علاقه شهواني تو به او در ناخود اگاه
ساده و ابلهانه تو پنهان گشته و چون او مايع شادي و نشاط جسمي تو است
تصوير ميکني که خوانندگان تو هم به همان شدت و حدت به ديدن عکسهاي
او از زواياي مختلف علاقه مندند.
۲= به اقرار خودت در رختخواب با شما ميخوابد و پاهايت را زير هرچه نه بدتر
او گذاشته گرم ميکني از نظر تحليل روانشناسانه اين موضوع عادي نشان
دادن خوابيدن رستم با تو و روري در رختخواب است تا زماني که شوهرت در
مسافرت است و اسباب عيش مهيا دخترت ظني به اين رابطه سکسوال
نبرد .
۳= بيشتر از تعداد عزيزانت که روري و دخترت و پدر و مادرت هستند و بس
نام رستم را مياوري و راجع به او مينويسي زيرا از نظر تحليل روانشناسانه
در ناخود اگاه ساده و ابلهت احساس گناه ميکني که چرا اين حيوان زبان بسته
را وسيله ارضاي شهوات خود ميکني .
خوب اميدوارم اين سه مورد فکت و فيگور برات کفاف کند اگر مايل به ادامه اين
تحليل روانشناسانه در مورد خودت و سگ نازنينت هستي کافيست ندا بدهي
که تمامي غرايز وجود ناقص و ابلهت را با موشکافي هرچه دقيق تر برايت
شکافته کف دستت که به بازي يا با تخم روري يا با تخم رستم مشغول است
بنهم . نانا

3 comments:

Anonymous said...

نانای عزیز از این نوشته ات خوشم نیامد. اینکه در نقد دیگران آزادیم یک موضوع است ولی اینکه انسانها را با این گونه ادبیات مورد حمله قرار دهیم بنظر من پسندیده نیست مخصوصآ هاله عزیز را که با فعالیتهای انسان دوستانه اش نشان داده که انسانی است فداکار و با عاطفه.
انتقاد را می توان با زبانی زیباتر بیان کرد از این ادبیات که لایق حکومت گران جمهوری اسلامی است برای انسانهای آزاده استفاده کردن راه درستی نیست.

خُسن آقا

روابط عمومی نانا said...

حسن اقاي عزيز
شما کاملا حق داري از چيزي خوشت بياد يا نياد
من ازادگي را چند تا شعار و طومار نميدانم
براي من ازادگي مختصات ديگري دارد .
وقتي يک ورژن محقر مارتا استوارت مترصد فرصتي
ميشود که به من متلکي بپراند من خود را به نشنيدن
نخواهم زد
و بارها گفته ام جوابي ميدهم که تا مغز استخوان انان را
بسوزاند
البته توجه کن که تمامي اين تحليل هاي روانشناسانه را
با استناد به گفته هاي خودش نوشتم و در مورد ديگران
هم ابائي نخواهم داشت .
تو دوست عزيز هم اگر ناراحت ميشوي نخوانش . نانا

Anonymous said...

جناب خُسن آقا تو بهتره بری تو وبلاگت با اسم جعلی casa و thinking و کذا به خودت فحش بدی تا مثلا مردم فکر کنن عجب آدم مبارزی هستی!!! این تعداد اندکی هم که تو را نشناختن، به زودی می شناسن مگر احمق هایی مثل خودت باشن