Tuesday, October 17, 2006

ما و آنها !!!!!!



و اما دوستي عزيز در روابط عمومي نانا برام نوشته
که گند و گه ها را ول کرده و بچسبم به کمي توضيح
و تشريح وضع کنوني رژيم

با گفتن چشم به توضيح ٬و نه چشم به ول کردن گند و گه ها
براي روي گل اين دوست ميروم سر کمي جر واجر


جانم برات بگويد که يک کوچه بن بست را که در آن بيست
خانه هستند که تمامي ساکنان اين خانه چه يهودي و
چه مسيحي و چه بهائي و چه شاهي و چه مصدقي و
چه حتي مهندس بازرگاني
با کمال صلح و صفا و دوستي و شادي در کنار هم زندگي
کرده به هم کمک کرده براي عروسي و عزا در درد هم
شرکت کرده و بگير و برو

از هر خانه اي صداي موسيقي مختلفي ميايد و ساکنان
کيفشان کوک است

ناگهان در روزي سياه و تاريک خانواده اي فاندمنتال اسلامي
دسته جمعي بزرگ و کوچک و گر و گوري به خانه اي از اين
بيست خانه نقل مکان ميکنند
و اين مادرجندگان رسيده نرسيده خانه خود را عينهون تکيه
شيخ تخم الدين کرده و به در و ديوار کوچه بن بست هي
پارچه هاي سياه زده و هي عزاداري و چه ميدانم روضه برقرار
ميکنند
مردم کوچه به احترام دين کيري مجمد هفنر صداي راديوهاي
خود را کوتاه کرده و سپس براي فرار از صداي انکر الصوات اين
مادرجندگان پنجره ها را بسته و ساکت مينشينند
و تازه بعد از اين عقب نشيني ناگهان لات ها و چاقو کش هاي
معلوم نيست کدام محله ها که براي مراسم اين تکيه شيخ
تخم الدين به اين محله ريخته اند شروع به ايراد از دختران و
پسران داخل کوچه بن بست کرده که چرا پاشان بيرون است و
پسران ژل زده اند و چرا با هم مخلوطند و بگير و برو
و شروع به آزار همه و ايجاد (( ترور )) و وحشت کردن ميکنند

اگر اين کوچه بن بست را ايران و خانواده مورد بحث را رژيم
مادرجندگان اسلامي ايران حساب کنيد

مردم ايران همگي در دخمه هاي خود خود را از هواي تازه و
موسيقي و خنده و شادي محروم کرده و به گور به گوري خود
رضا داده اند

ولي ميتوانيد اين کوچه را کل جهان حساب کنيد و خانه تکيه
مانند را رژيم جانيان اسلامي ايران بين تمامي دولتهاي جهان

دولتهاي جهان که مانند ما مردم ايران مجبور به شنيدن صداي
عرعر بلندگوي تکيه شيخ تخم الدين نيستند که
به دليل علاقه به مادونا و مايکل جکسون و جورج مايکل و مايکل
جوردن و چه ميدانم گوگوش و بگير و برو

تحمل حتي گفتن بالاي چشمتان ابروست را به جوانان خود ندارند
هرچه هستند کاري به کار اين خانه تکيه اي نداشتند ولي اهالي
اين خانه بد جوري کار به کار همه نوزده خانه ديگر دارند

بنابراين بايد بروند ................بنابراين ميبريمشان ........بنابراين
در برابر مانند سگ له له زدنشان براي بقاي خود تنها شانه بالا
انداخته و ميگوئيم :

يو ...گات ....بي .....کيدينگ .....آ...س ........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا

No comments: