Friday, October 20, 2006

دايره گه !!!!



شخصي به نام احمد زيد آبادي که نميشناسم ولي
گويا ممنوع القلم شده است !!
نامه اي نوشته و در بخشي بسيار زيبا به قسمت
روح انساني و دروني خود با اين سخنان اشاره کرده :




((من به سبك خاص خويش، آدمي عارف مسلكم. در زندگي اجتماعي
دايره‌اي براي انعطاف قائلم و دايره‌اي براي مقاومت. هر كس از دايره
نخست با من برخورد كند، مرا راحت و منعطف و بذله‌گو و شوخ طبع
خواهد يافت، اما آنكه بخواهد از دايره دوم بر من وارد شود و شخصيت
انساني‌ام را تباه كند، مرا سخت و عبوس و جدي و انعطاف ناپذير
خواهد ديد، حتي اگر گردنم مانند توماس مور به زير گيوتين رود،
نادم نخواهم شد، مي‌تواني بيازمايي.. ))


و باباي قرمساق عرفان باز هم به خصلت لودگي خود پستي
چنين گذارده :


((یا امامزاده محمد! .. این نوشته ی احمد آقا را که خواندم، بدجوری
هوس کردم ببینم اش .. خیلی بد است که ما در وطن ِ خویش باشیم
و اینهمه غریب .. واقعن که! .. کسی می داند چگونه و کجا می شود
این همولایتی ِ خوش فکر را دید؟ .. اگر می خواهید نشانی بدهید،
لطف کرده نشانی ِ دایره ی انعطاف اش را بدهید .. ))


ميدوني بابا خان ......اين آدرس بخش آرام يعني برده گوسفند
بودن را
که تو دوست داري خدمتت عرض کنم ابدا حق انتخابي برايت در ذهن
احمد زيد آبادي
هر که که هست باقي نميگذارد
که تو کنارش باشي

مردم از دايره هاي مختلف دور ما که ارزش ها و پرنسيپ هاي ما
ناميده ميشود با خصلت هاي مردمي و انساني خود است که
رد ميشوند
قطعا کساني ميتوانند از دايره حيواني بودن خود را به دايره نزديک
بکشند ولي ممارست ميخواهد و يک چيز کوچولو
يعني
انسانيت

چيزي که متاسفانه در تو نيست به هيچ دايره اي دعوت نخواهي
شد زيرا خودت دايره از گه متحرک هستي ................نانا

No comments: