Friday, October 27, 2006



شاملو


با من رازي بود
که به کو گفتم
با من رازي بود
که به چا گفتم
تو راه دراز
به اسب سيا گفتم
بيکس و تنها
به سنگاي را گفتم


با راز کهنه
از را رسيدم
حرفي نروندم
حرفي نروندي
اشکي فشوندم
اشکي فشوندي
لبامو بستم
از چشام خوندي .

No comments: