
ترس پوشالی !
امشب تصمیم گرفتم خود را به بی خوابی بزنم و برایتان
مطلبی مهم را به رشته تحریر کامپیوتری در آورم
از همه شما با هر تفکری تقاضا میکنم با دقت این سخنان مرا
بخوانید چرایش را برایتان در آخر مطلب خواهم نوشت .
ما مردم شهروند ایران سی سال تمام کشته دادیم شکنجه شدیم
روانی شدیم زنانمان فاحشه و کودکانمان آواره خیابان ها شدند
جوانان و هنرمندانمان همه معتاد
فسق و فجور و گه کاری های لمپنی که ربطی نه به رهائی جنسی
دارد و نه هیچ رابطه انسانی از تجاوز به کودکان تا چه میدانم هرچی
که فکرش را بکنید و در بابل میگذشته !!! سراسر ایران را برداشته
است از نمونه های روشنش همین فرمانده نیروی های انتظامی
که با شش زن برهنه به شیوه فیلم های پازولینی مشغول انجام
اعمال مقدس اسلامی بوده است !!!!
تنها دلیلی که سرنوشت ما را به این روز کشیده است یک احساس
گنگ و نامفهوم است که به آن (( ترس )) میگویند
زمان شاه ایران هم مردم از زدن سخنان سیاسی میترسیدند
ترس نوع اسلامی با ترس نوع شاه فرق بسیار داشت
در دوره شاه شهروندان انسان هایی محترم و مهم بودند که از کارمند
دولت بی بضاعت تا دکتر ثروتمند همگی آزادی اجتماعی و فرهنگی
و اقتصادی کامل را داشتند و مغرور بودند ولی احساس خفت روانی
از صغیر دانستن خودشان توسط شاه ارواحنا فدا میکردند
ما از ساواک شاه میترسیدم زیرا انسان های سیاسی بودیم و کونمان
گهی
ولی مردم غیر سیاسی ایران ترسی از ساواک نداشتند برایشان یک
نهاد اطلاعاتی مادرجنده بود والسلام
با پیروزی روستائیان ایران در قالب خمینی بی سواد دهاتی ابله کله خر
این ترس به این شکل بر ما غالب شد :
ما ماهیت دهاتیان و حاشیه شهر نشینان را و شهرنوئی ها و جاهل های
مسلمان عزاداری محرم را خوب میشناختیم که زنگی های مست هستند
با تیغ
و خمینی مادرجنده اینان را به بهانه اسلام به جان ما شهروندان برای نابود
کردن ما و شهر انداخت
دو سه روز بعد از بیست و دوی بهمن هویدا را خرکشان به پشت بام
خانه خیابان ایران خمینی برده و با گلوله ای خلاصش کردند
ما در خیابان ها بودیم فریاد زدیم چرا این شکل چرا محاکمه نشد با وکیل
در حضور مردم چرا بی هیچ خبری به مردم .....که با چماق سخنان خود
مرا در گلو خفه کردند و مرا برای بخیه کله ام فرستادند و به همه ما
گفتند که :
- احساسات خلق مسلمان را جریحه دار نکن !!!!!!!!!!!
بهترین و شکوفا ترین و پر فروشترین روزنامه ما آیندگان را آتش زده و
دفترش را غارت کردند
و هنگامی که صدها هزار نفر به خیابان ها آمدیم و گفتیم چرا ؟
ما را با چماق و چوب و قمه و زنجیر کتک زده و متفرق کردند
و گفتند
- احساسات خلق مسلمان روزنامه آیندگان را تحمل نمی کند !!!!!
یک یک سازمان های واقعی مبارز ایران را که هریک دفتری داشت
و جوانان را دور خود جمع کرده بود را باز هم چماق کشان و چاقو کشان
و زنجیر کشانشان ریخته زده و کشته و بستند
و گفتند
- برو گمشو کمونیست راه ما راه تو نیست راه ما راه علیست !!!!!
حجاب را اجباری کرده و با توسری و کتک سر زنان شهروند ایران کردند
و گفتند :
- ملت مسلمان از دیدن زنان بی حجاب جریحه دار میشود !!!!!!!!!
تا روز سی خرداد هی زدند و کشتند و ترسانیدند و زور گفتند و هی
ملت مسلمان جریحه دار شده را به رخ ما کشیدند
بالاخره حوصله ها سر رفت عده ای گفتند - این که نمیشه همه را
دارند از بین میبرند حداقل برویم یک بار جواب کتک و چماق را بدهیم
و رفتند و دادند و در بهایش ده ها هزار از فرزندان زیر سن قانونی
این ملت شهروند را تیرباران کردند
و حمام خون راه انداختند
و دیگر نیازی به ملت مسلمان جریحه دار شده نداشتند
زیرا کسی نمانده بود که این مسلمانان را جریحه دار کند الا خودشان
میان هم
هی ملت مسلمان جریحه دار شده سر سروش شکست و گلوله
به حجاریان فرستاد و هی جنایت و جنحه کرد نه تنها از ما شهروندان
بلکه در میان خودشان هم .
هشت سال تمام بی خایگان رفرمیست ایران را از احساسات ملت
مسلمان ترسانیدند و یکی نگفت :
- خوب بابا پس احساسات ملت شهروند ایران چی میشه ؟
همگی کسانی که در ایران زندگی میکنند بی شک این مطالب بالای
مرا تائید میکنند
به همین دلیل میخواهم مشگل خودمان را کوچولو کوچولو کوچولو کرده
و برسم به مبحث شیرین (( ترسمان ))
همگی باید بدانید که تکیه رهبر تا کنون به نظامیان بوده ولی همواره
این گروه متعفن بر پایه های گهی امت اسلامی خود تکیه کرده
است
تا روزی که ما باقی هستیم و ساکتیم این دگنگ - احساسات امت گهی
اسلامی - هرگز از دست اینان نخواهد افتاد
خوب میدانند که نظامیانشان قدرت مقابله با میلیون ها میلیون مردم را
ندارند
بنابراین ممکن است به عنوان لاست ریزالت این امت گهی را به خیابان ها
و مقابل ما بیاورند
اینجاست که من به همه شما فرمان میدهم که به این سخنان من بیندیشید
که این امت گهی اسلام از روز نخست بلای جان ما بوده و هرکاری کرده اند
توسط اینان بوده تا همین الساعه که کج و کوله وغلط روی کاغذ مینویسند
انرژی هسته ای حق مسلم ماست !!!!!!!!!!!!و بالا میگیرند
رژیم جانیان اسلام ایران علاقمند به نمایش توده های الاغ خود برای جهان
است
و ما در روز - جزا - این نمایش را با خون این الاغانی که با گوزی احساساتی
میشدند را چراغانی باید بکنیم
ترس ما یعنی مشتی مسلمان کف به دهان آورده که خیال سر بریدن
دارند مگر نه ؟
خوب خودمان دست بکار میشویم یه ده نفری که سر بریدم فکر کنم باقی
ناپدید شوند
اینان با قدرت سپاه و بسیج ما را خفه میکردند
اگر به سپاه و بسیح و ملا و فاطی کماندو قرار است رحم نکنیم
چرا به توده های گهی اسلامی ابله باید رحم کرد
نتیجه ای که میخواهم بگیرم این است تا هنگامی که از ترسمان فرار
میکنیم خواهیم ترسید
باید بازگشت و با ترس شجاعانه روبرو شد آن گاه خواهی دید چه
پوشالی بوده است در این من شکی ندارم .............کیل بیل فرمانده
No comments:
Post a Comment