Sunday, April 11, 2004

اتش بسيار عزيزم

نظر به اينکه به کتاب نامه هائي به سارتر اظهار علاقه کرده اي
بايد ياد اوري کنم که اين کتاب را در امازون دات کام يافتم که البته
براي فروش بود و واقعا نميدانم چگونه ميشود کپي اينتر نتي ان
را يافت .
اختمالا بايد راهي باشد که من متاسفانه به دليل نااگاهي نميدانم .
بهر رو چون نامه ها بسيار شخصي است و در اغلب انان از چي خوردم
و چي پوشيدم و کجا رفتم و حتي در بسياري غيبت هاي خاله زنکي
حرف زده و با خواندن کل نامه ها است که ان تصوير کلي به انسان
دست ميدهد ترجمه کردن چند نامه نتيجه زيادي ندارد .
بنابر اين من تصميم گرفتم که تا جائي که خاطرم هست برايت بنويسم

اولا از نظر متکي بودن به سارتر - سيمون دوبووار کنترل کامل مالي روي
سارتر داشته به اين معني که نه تنها در زمان شهرت اين دو بلکه خيلي
قبل از ان يعني زماني که سارتر به عنوان خدمت وظيفه در برمه خدمت
ميکرده بنا بر روايت نامه ها مرتب سارتر را تلکه کرده و حقوق سربازي
او را خرج خوشي خود ميکرده .
بسيار زن شکموئي بوده و مرتب سر اين دوست و ان دوست خراب شده
وبا علاقه فراوان به رستوران هاي خوب خود را ميهمان اين و ان ميکرده
در طول رابطه طولاني انان با هم هردو روابط عشقي با افراد ديگر
داشته اند که به عنوان نمونه ميتوان از رابطه سيمون دوبووار با نلسون الگرن
نام برد که يکسال طول کشيد ۱۹۴۶ تا۱۹۴۷ و او اين يکسال را در شيکاگو
با اين مرد گذارند .
در حالي که خود هر کاري ميخواسته ميکرده ولي هرگاه زني در زندگي سارتر
پيدا ميشده تمام تلاش خود را براي خراب کردن رابطه انان مينموده و در اين
نامه هاکه باقلم خود او نوشته شده ميتواني ميزان بدگوئي و دو بهم زني او را
بخواني .
در زمان اشغال پاريس توسط نازي ها هنگامي که سارتر به جبهه مقاومت
ميپيوندد سيمون دوبووار در پاريس مانده و در نامه ها از گذراند ن وقتش در
کافه هاي پاريس که در ان زمان به خاطر اشغال و شرايط جنگي و قحطي
تقريبا خالي بوده تعريف ميکند و حتي در يکي دو تا از نامه ها نوشته بود
که در کافه دوموند با دو افسر الماني دوست شده با انها به رقص رفته و
ميهمان انان براي خوردن غذا در يک رستوران بوده !!!!
از مادر سارتر متنفر بوده و مادر سارتر هم متقابلا همين احساس را به
او داشته و در نامه ها اشاره ها و تمسخر هاي بيشماري به مادر سارتر
کرده .
از همه مهمتر از نقطه نظر کار رمان نويسي تمامي کارهاي او را سارتر
اديت ميکرده و حتي شايع بوده که اسکلت بندي کلي جنس دوم را سارتر
نوشته .همچنان که ايده رمانها را نيز سارتر به او ميداده .
خلاصه که ملغمه غريبي بوده و تا کتاب را کامل نخواني دستگيرت نميشود.
اميدوارم مترجمي حوصله کند و اين نامه ها را به فارسي ترجمه نمايد .
بار ديگر نام کتاب و مترجم ان را مينويسم شايد خودت توانستي در اينترنت
پيدايش کني . نانا
Letters to Sartre
Translated by Quintin Hoare

No comments: